حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام او

صدای زنانه ای ادامه داد: چند ماه پیش عمه ام خودش را کشت .هشت سال تمام حتی از ترک کردن اتاقش می ترسید :همیشه مشغول خوردن چاق شدن و سیگار کشیدن مصرف قرصهای آرام بخش بود و اغلب اوقات میخوابید .دودختر و یک شوهر داشت که دوستشان میداشت

ورونیکا سعی کرد سرش را به سمت صدا برگرداند اما نتوانست
_فقط یکبار دیدم که مبارزه کرد وقتی که شوهرش معشوقه گرفت .ان وقت سروصدایی براه انداخت چند کیلو وزن کم کرد چندتا شیشه شکست و....در چند هفته ی اخر نگذاشت هیچ کدام از همسایه ها از جیغ و داد او بخوابند هرچند شاید عجیب به نظر برسد اما من فکرمیکنم ان دوران بهترین دوران عمرش بود دران دوره میجنگید احساس زندگی میکرد احساس میکرد میتواند با تمام نیرو های مخالفش بجنگد...



پائلوکوئیلو
برشی از کتاب ورونیکا میخواهد بمیرد

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام خدا

 

ته دلمان دوست داریم انسانهای خوبی باشیم حتی باخودمان قرار میگذاریم که تا جایی که ممکن است رفتارهایمان مطابق ارزشهای خوب انسانی و اخلاقی باشد . خوب که فکرمیکنیم عیبهای زیادی در خودمان پیدا نمیکنیم و کلی هم بخودمان مغرور میشویم که کار چندان زیادی برای خوب بودن نداریم همینطوری هم انسانهای خوبی هستیم....

اما همینکه این قرار را میگذاریم انگار کسی در گوش هستی  و کائنات این تصمیم مارا گفته باشد آزمونها یکی پس از دیگری سر راهمان سبز میشوند
کارهایی که تا پیش از این گفته بودیم هرگز انجام نمیدهیم  و یا انتقادهایی که از دیگران کرده بودیم و میگفتیم ما ان رفتارها را انجام نمیدهیم  چنان مارا محسور خود میکنند که ناخوداگاه مرتکبشان میشویم اتفاقاتی می افتد که ذات درونی و واقعی مارا حداقل به خودمان نشان دهد انوقت میبینیم چقدر انسانهای ضعیف خطاکار و سراسر ایرادی هستیم که باید حتی روی کوچکترین و بی اهمیت ترین خصائل انسانی هم کار کنیم و مراقب نفسمان باشیم که بخطا نرویم....
کسی را نیازاریم  ، حقی را ناحق نکنیم ، دروغ  و فریبی ندهیم ، بدگویی  نگوییم و دلی را نشکنیم و.......

انسان بودن بمعنای متعالی ان که برپایه قدرت تفکر و اندیشه اوست کار آسانی نیست

مراقبه ی همیشگی از انچه نفسمان مارا وسوسه ی انجام ان میکند یک لحظه نباید فراموشمان شود
تا بتوانیم روحی بزرگ و پاک داشته باشیم

پیش از انکه به نقد و قضاوت دیگران و رفتارهایشان بنشینیم بهتر است خودمان را کنکاش کنیم و زیر ذره بین بگذاریم و عقل و واقع بینی را ملاک سنجشمان کنیم

شناخت بیشتر از خودمان باعث درک بیشتر دیگران میشود و وقتی خودمان را خوب و دوست داشتنی کنیم دیگران را هم زیباتر و خوب تر از قبل خواهیم یافت.....

 

نیلوفر ثانی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام خدا


 و من
خاموش ماندم
در سکوتی مطلق
وقتی جای تردیدی باقی نماند
که بازهم تقدیر رقم خورده است بر ایستایی یک روال همیشگی ...
و برهم نمیزند انرا حتی اگر خود بخواهم ....
گویی تمام نیروی من در برابرش بی قدرت میشود و ضعیف و او مقتدارنه تحکیم میکند انچه را که همیشه بوده و تا گویی تا ابد هست هرچند مدت کوتاهی چیزی بجز ان به نظر اید
و این چنین است حکایت انانی که عقل را حاکم میکنند و انگاه هیچ حکمی حتی دل نمیتواندراهی به جلو ببرد 
در برابر استدلالهای عقل سر فرو میاورد و ساکت میشود
و اینست که عقل اجازه میدهد تقدیر انچه را میخواهد پیش ببرد هرچند تلخ و مملو و از تنهایی باشدزندگی چند روی خود را نشان میدهد و اگر انسانی بی ایمان باشد هرگز نمیتواند راه دشوار  زندگی را ادامه دهد ....
و جوهره حرکت به سمت فردا و تحقق ارزوها ، امیدیست که در تاریک ترین لحظه بر دل میتابد و این نشانه ی عشق خداست که هماره همره ماست ....
 
 
ن.ثانی(شباهنگ)
 
 
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام خدا

 

گاهی میشود گم شد ، میشود در هیاهوی آدمیان غرق شد و هیچ شد ...

میشود فکرکرد که در برابر بزرگی دنیا چقدر کوچک و حقیریم ...

و در برابر عظمت کائنات ذره ای کوچک و خردیم .....

گاهی فکرمیکنیم بودن و نبودن ما هیچ تاثیری در روال جاری هستی ندارد ...باشیم یا نباشیم چیزی تغییر نمیکند ...

اما در نهایت گم شدگی در نهایت این حس کوچکی ، ته دلمان ایمان داریم که حضورمان بی جهت نیست ...پس نمیتواند بی ارزش باشد ...

اگرچه کوچکیم اما درونمان انقدر بزرگ است که نبودمان هستی را تکان میدهد ، وزنه ی ان ، تعادلش را از دست میدهد و انگار چیزی کم شده است ......

 


گاهی میشود رها شد از خود ، از زندگی ، از دیگران ، از وابستگیهای جور واجور دورو برمان برای اینکه بتوانیم دوباره به این باور برسیم که وجودمان چقدر مهم است و افریدگار ما عاشقانه مارا رسالتی داده است که باید انجام دهیم ....

 


و این دوباره روح تنها و زخمی مان را از نو میسازد ....و زندگی ادامه دارد ....

 

ن.ثانی(شباهنگ)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام خدا

انسان این موجودی که بخاطر تعقل و تفکرش از دیگر موجودات متمایز شده است ...افسوس که دست به کارهایی میزند که شرافت انسانی را زیر پا میگذارد 
انسانهایی که به واسطه ی عشق و علاقه اشان به خود اجازه میدهند دست به هر کاری حتی در جهت خرد شدن، بی حرمت شدن و تجاوز به حریم خصوصی کسی که دوستش دارند، بزنند .....افسوس
افسوس از انسانهایی که به اعتماد محبت و لطف دیگران خیانت میکنند و گمان میکنند چون میتوانند و قادر به سو استفاده از اعتماد هستند اجازه دارند هرکاری میخواهند انجام دهند
افسوس بر این انسانها که نمیدانند انها اول از همه به خودشان بد میکنند و شخصیت و غرور خودشان را لکه دار و بی ارزش میکنند تا دیگری را
افسوس که دوست داشتن برای خیلی از ادمها تنها معنی مالکیت دارد و بس و اگر نتوانند صاحب انکه دوستش دارند باشند باید اورا به بدترین وضع ممکن بشکنند و بی ارزش کنند
افسوس از انسانهایی که به خاطر نقصانها و مشکلات شخصی دست به قضاوت درباره ی دیگران میزنند و بی دلیل آنهارا مجرم و گناهکار میدانند
افسوس از انسانهایی که بی انکه کسی به انها اجازه داده باشد با تجسس در امور و رفتارهای اطرافیان پی به رازها و مسائل شخصی انها میبرند و حتی از ان برای تحقیر  استفاده میکنند
افسوس از انسانهایی که بجای تعقل درست و منطقی بدون فکر به عواقب کارها و رفتارهایشان خود را حقیرانه در ذهنها و یاد کسانی که دوستشان دارند میکشند و تمام میکنند
افسوس از انسانهایی که قدر محبت و احترام و لیاقتی که نصیبشان میشود نمیدانند و به ناجوانمردی انرا پاسخ میدهند
افسوس از انساهایی که ساده دلانه محبت میکنند و احترام میگذارند اما در این دنیای وانفسا بخاطر همین محیت لجن مال میشوند

 

افسوس و صد افسوس از این انسانها .........

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۱ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام او

 

در کوچه های زندگی فصل بهار خود نمایی میکند و رنگ و لعاب تازه ای به حال و هوای کوچه ی زندگی بخشیده این فرصتهاییست که در عبور از کوچه های زندگی نصیبمان میشود و باید که سپاسگزار باشیم

بهار ایمان دوباره زمین است و زمانی دیگر برای نو شدن و تجدید پیمانهایی که شاید از یادمان رفته است . عمر کوتاه است و زمانی خواهد رسید که وقت رفتن است پس برای انروز باید کوله باری داشته باشیم که سبب سرافکندگیمان نباشد

امیدوارم سال جدید تجربه ها و دانایی و عشق بیشتری نصیبمان کند

 

شباهنگ (ن.ق)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام او

 

در کوچه های زندگی هرروز درسی می اموزیم از انسانها از حوادث و از تمام آنچه که باعث شناخت بیشتر ما و تجربمندیمون میشوند گاهی این شناختها به سختی و با اندوه و تلخی بدست می آیند اما هرچقدر تلخ باشند بازهم باعث آگاهی بیشتر ما در زندگی میشوند

انسانها پیچیده ترین مورد دراین مسیر هستند گاهی فکرمیکنم چقدر ساده میتوانیم بشناسیم و ارتباط برقرار کنیم اما کمی که جلوتر میرویم میبینم هر انسانی برای خودش پیچیدگی های زیادی دارد که مارا در شناخت کامل،دچار مشکل میکند اما به تجربه ثابت شده دقت به کوچکترین رفتار و نوع گفتار و برخوردهای گوناگون فرد مورد نظر میتوانیم تا حدودی کلیات شخصیتی وی را بدست بیاوریم

یادمان باشد در ارتباطهایمان به این شناختها توجه ی ویژه داشته باشیم و با افرادی ارتباط برقرار کنیم و یا ادامه بدهیم که نقاط اشتراک زیادی با ما دارند حداقل از نظر فکری و رفتاری ...ممکن است کسانی که با دارای تفاوتهایی هستند برایمان جذابیت بیشتری داشته باشند و حتی شاید با آنها سازگاری بیشتری داشته باشیم اما بخاطر داشته باشیم این میتواند تنها برای مدتی جذاب و گیرا باشد و در نهایت کسانی که شبیه تر به ما هستند بیشتر میشود روی دوام رابطه حساب کرد

اما هیچ کدام از این موارد پیرو قانون خاصی نیست و این انسان موجود متغیر و پیچیده باعث میشود خیلی از پیش بینی ها و احتمالها  دچار تغییر شود

شناخت و روانشناسی افرادی که با انها سروکار داریم میتواند بزرگترین ابزار ما برای موفقیت در ارتباط با انها باشد

امیدوارم بتوانیم از رابطه هایمان خاطرات خوب داشته باشیم و تجربه های مفیدی پیدا کنیم .

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

بنام او

در زندگی با فرصت های طلایی روبرو میشویم که استفاده ی درست از آنها باعث پیشرفت قابل ملاحظه ای در زندگی مان میشود چشم باز و بصیرت درونی باعث میشود بتوانیم این فرصتهای طلایی را بشناسیم درک کنیم و به موقع از آنها استفاده کنیم
اما در خیلی از مواقع  با خامی ،نا پختگی و نداشتن تفکر درست و درک واقعی فرصتها ، براحتی آنها را از دست میدهیم برای همین است که اکثر مردم به ان جایی که از خودشون انتظار دارند دست پیدا نیمکنند چون از فرصتهاشون بدرستی استفاده نمیکنند و این از دست دادن  دیگر در طول زندگی قابل جبران نخواهد بود ...
باید در برابر فرصتها اگاهانه برخورد کرد با دید دقیق به کندوکاو آنها پرداخت و تا جایی که ممکن است از وجود و حضور انها استفاده کرد حتی اگر بیش از لیاقت ما هستند سعی کنیم توانمندیمان را بالا ببریم  عیوبمان را رفع کنبیم دانایی ملن را ارتقا دهیم ؛تا بتوانیم با ان فرصت به جایی بالاتر در عشق ، کار تحصیل و روابط دست یابیم ....

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی ) نظرات () |

Design By : Night Melody