حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ..

چراغی در خویش میگیرم
تا انتهایی ترین ِاعماق
سر میکشم تا دهلیزها ، پستوها
میروم تا آخرین سلول
آخرین بن بست

هرکجارا دیدم
تنهایی ریشه دوانده بود
و دست هایش مرا
دراغوش خویش
سخت و سرد
می فشرد
تنهایی تمام ِمن
من تمامن تنهایی
واین نهایت ِروشنی بود ...


نیلوفرثانی
26 دی ماه 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

سلام
حال همه ی ما خوب ست
جز گه گاهی غرقه در گرداب فاصله ها
و هوای ِنبودن هایی پُر ملال
و به رخ کشیدن ِسردی ِتنهایی
در انجماد ِزمستان
حال همه ی ما خوب ست
جز بغضی از سر ِدلتنگی
و لبخندی که سالهای سال
ماسیده بر لبهایمان
حال همه ی ما خوب ست
زندگی ادامه دارد و هنوز امید
آخرین تیر در کمان ست ..

نیلوفرثانی
28 دی ماه 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem



نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

من کجا دورافتادم
از قصه ی چشمهای تو
کجا جا ماندم
در طعم انفجار ِلب هایت

من کجا گم شدم
وقت بهم ریختگی ِخاطرات تو
و دستهایم تهی ماند
از چیدن نور
رسیده از شاخه هایت

حالا هرروز
جیبهایم را میگردم
شاید نامه ای ،بوسه ای
شاید چراغی برایم گذاشته باشی
حالا هر روز پشت پنجره بی تابم
شاید کبوتری برایم
فرستاده باشی

من در جمع ِعبور ِهر کوچ
رویاروی ِغربتی دنباله دار
خودم را در رویا میبینم
همان گمشده در غبارها
همان فراموش شده از یادها
و رنجور ِآوازی که مکرر
از دل شب بیرون میجهد
وکابوس عجیبی
که هربار
بر دست خویش
مرده ام را به گور میبرد ..


نیلوفرثانی
24 دی ماه 95


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢٤ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ..

جانان ِجان
سلام ِمن به عقیق ِنگاهت
به اکسیر ِدرخشان ِماهت
به عطر ِهزار باغ روییده در حضورت
به تشنگی ِبیابانی ام
به ساحت ِچشمه ی زلالی ات
به سبزینه ی حرف حرف ِمنظره ات
به ریشه ی ِجامانده ی عشق ،در وجودم
جانان ِجان
درمن بخوان موسیقی ِجانبخش ِماندن را
وگرم بخند در کوران زمستانی ِایام
وشوق را پیوند هرروزه ی سلام کن ..


نیلوفرثانی
دی 95
کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۱ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

میدانم در یکی از همین شبها 
درهمین سکوت و خلوت انس شبانه 
به آشنایی خواهم رسید 
به آرامش شناور ِبی بدیل حقیقت 
به نیایش عاشقانه ی ِ عشق 
به مرز رازهای نگشوده 
به رونمایی شکفته در معرفت 
به فهم نور و سایه ی تواءم 
میدانــم به نسبت خنده ی تو با ماه خواهم رسید 
به عطر دستهایت در رد بوی یاسهای رونده 
به باور بودنت ، به یقین بودنم 
به پایان ِ دلانگیز انتظار 
بی عذر و بهانه


نیلوفر.ثانی
14 مهر92

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۱ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

 بنام ِ

و فکر میکنی هرروز میتواند اتفاق بیفتد
یکی از همین روزهایی که از فرط تکراری به کسالت میگذارنی
وقتی امیـدت رو به زوال ست و دستهایت فراموش شده
از عبور پروانه ها
حسی درتو میدود
اتفاقی که " باید "درتو می افتد
دلت کشیده میشود و از آن لحظه ی موعود
از آن حادثه ی ناگهان
دنیایت عوض میشود
چشمت بدنبالی میدود 
انکه نگاهش تورا به شور میاندازد
هرکسی باشد و نباشد برایت بی اهمیت می شود
او باشد و نبض حیاتی که بدستش افتاده
آرامشی که دراو تنها پیدا میکنی
وحس دریایی که تا بیکران گسترده
هرچه بخواهی بگذری نمیتوانی
هرچه بخواهی فراموش کنی نمیتوانی
درتو شعله ای افتــاده که خاموشی َش آسان نیست
و پروازی که دیگر دربند نمیشود

نه می خواهی َش ، نه حس ِتصاحبش را
تنها به گرمی َش از دور خوشی
به روشنی حضورش محتاجی
اورا نه برای داشتن َش بلکه برای جانت میخواهی
برای امید میخواهی ، برای زنــدگی
نه گزندی ، نه دربندی ، نه خدشه ای بر خاطرش میخواهی
زیبایی َش ، رهــایی َش ، شادی َ ش را میخواهی
تنها او باشد تا تو باشی
باشد و دوست بداری ....دوستش بداری و جاری ِحس زنده گی را دریابی .....
یکی از همین روزهای کسالت بار تکراری
ان اتفاق ِ بی بدیل جاودانه نیز
دست تورا میگیرد و به عمق احساسی فراموش نشدنی میبرد
قلبت را نشان گذاری میکند و از آنروز هزار ستاره در تو میدرخشد
آزان پس هرکجا پا میگذاری
ردی از نور بر جای میماند و جهان در شوق ِدلدادگی ها
سرازپا نمیشناسد ..

نیلوفرثانی
19 مرداد 92


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱٩ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنـــــــ امـــِ ...

ای مهربان از تماشای تو سیر نمیشوم
این چشــم ها
مرا به انبساط بارشی میبـرد که تمامت ِحضور مـن ست
در سکون نبودنت اما ترسی هولناک
جانوری ست که تا اعماق میخزد
و وحشتی بی پایان از تجسم زوال من
رو در رویم آئینه میشود
ای اعجاز زندگی با من باش
تا آخرین نقطه ی حیات
که حتی اگر خاموش شوم ،تاریک شوم
میان دستانت با عشق
دویاره جان میگیرم

نیلوفرثانی
مرداد 92

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱٩ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

ثانیه های سهیم
دقایق مشترک
و آرامشی مواج در بودن ِتو
انگار با چشم های باز
 درمن حلول میکنی
واین موجی دیگر

شب درسکوت حروف نام تو
خود را بهر دری میزند
من قصه گوی ِاندوه
از ظلمت و تاریکی
بر لبه ی روشنی ماه تو
شب را برسینه میفشارم
در رگم
صبح می نشانم
و آواز ِفاخته های ِمشوش را
از دامن دشت دور میدارم

تو باشی حرف آسان نیست
من از عطایای ِلهجه ی ِعشق
تورا می ستایم
واین خود موج دیگری ست ...


نیلوفرثانی
14 دی95


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱٤ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

به صداقت عشق سوگند
اگر هزار بار زمین بگردد
به شوق خورشید
من هزار و یک بار میگردم
حول چشم های تو
و این چنین زندگی
در صور افلاکی آنسوها
نقش چشم های تورا
بیادخواهند داشت
و خزیدن ِسپیدی را
به آسمان ِتیره گون
نوید خواهند داد

به صداقت عشق سوگند
لمس ِسُکرآور دست هایت
بر پیراهن ِتنهایی
بر می آشوبد جنون تن را
و انتزاع ِرقص بی بال
رخنه میکند در پروازها

ازهمین ِفاصله
تا نزدیک ترین ِماه
دست ِهر برکه راخواهم گرفت

برای دیدن ِتو
حریر شب و یاس را
قرض خواهم گرفت
و تن پوشی از شبدرهای خیس
معطر به شب تاب های ستیزگر ِتاریکی
به لحظه خواهم بخشید

دراین فصل ِسردی
ماجرای من و تو وسوگند به عشق
گرمی بخش ِخاطرات ِبی عبور ست
یادت نرود
این راه بی حضورو یاد ِتو
پیچ خورده در سکوت ست ..

نیلوفرثانی
13 دی95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱۳ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

اینهمه رفتن ها ،به چه کار آدم می آید؟
بجز آنکه دلت هرروز بیشتر بگیرد و آه بکشی و مدام ته دلت بترسی چطور میشود با اینهمه رفتن ها ، نبودن ها ،و آدمهایی که بی تکرارند،کنار آمد..
آدمها می آیند و میروند ، گاهی بیشتر می مانند،گاهی دور تر، میروند..
اما هرچه برجای میگذارند از یک قطره خاطره تا سیلاب ، همیشه جای خالی شان، بزرگ ست ..
"کاش اینبار کسی بیایید که هیچ وقت نرود"

نیلوفرثانی
تیر95

روزنوشت 13 دی 95
کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱۳ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

در لبخندت معنا
ترسیم ِنهایی
از گوشه ی چشم هایت
هزار گنجشک می بارد

کسی در میزند
به آستان ِبی قراری
دل می دود
قفس ها را بگشاید

ماه از دهان ِشب
شعر میگوید
آسمان می رود
به عشق بازی

جان مسلخ ِآغوش ِتو را
میخواهد
سر بگذارد
به تیغ ِتیز ِاغواگری

در رویای ِنحیف ِخود
پروارم
تا واژه هایم
با نفس های تو گرم ست
بر نردبان ِعشق
بالا میروم
تا ماه تو میتپد
برآسمانم ..


نیلوفرثانی
12 دی 95

پ.ن: برای کسی که از چشم هایش
گنجشک میبارد ..

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱٢ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

از شماتت عشق
می هراسم
ازپاییز ِدست هایم
به وقت ِحضور ِبهاریت
و سکوت ِلمسم
به نوبت ِنوازش ِشورانگیزت

می هراسم
از تقسیم ِاعشاری ِعلاقه ات
از دلبستگی های مرده ات
از تعلق ِمحتاطانه ی ِلحظه ات
و راهی برای تسکین ِاین هراس نیست

اگر این راه قدمی میخواهد استوار
خستگی یعنی مردن
و ایستادن یعنی تباهی

می هراسم از خستگی
از مکث ِبی دلیل ِراه
از تعلل بی وقفه ی پرملال
از جهانی که عشق را
جا میگذارد در پاگردها


بی خنده های تو
تبسم ِحیات
زخمی کاری ست
و تیغ تیز ِفاصله
برگلوی ِعشق
خون بازی ست

می هراسم از زخم ها
از بُریدن ها
از بازی ِخون
بر درودیوارها
از جان دادن دل
 بر دارِ سکوت ها

می هراسم از نبود ِتو
از نبود ِعشق
از انجماد ِمکرر این سالها
و انتحارِ بی تردیدِ دل
در مسلخ ِواژه ها ..

می هراسم و در هراس خویش
در التهاب ِرنج آور ِبی امید
در ورطه ی ِتنهایی
بازهم غوطه میخورم
بازهم از فصاحت ِعشق
به لهجه ی سکون مرداب
رو میکنم..


نیلوفرثانی
11 دی ماه 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/۱۱ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

مساحت ِعشق
درچهارکنج ِخنکای ِشعر
تمام قد
آئینه ی روی تو بود
من مبهوت ِخیالات ِپریشان
در بی نظمی ِاوراق ِبی نشان
تشنگی ام را
به سمت واژه میبردم
من از سبوی ِشکسته ی ِدل
 شراب ِچشم های تو را
بی هیچ هیاهویی در مستی
خاطره می نوشیدم
واز گلوی ِتو بی صدا
هزار حنجره
فریاد میخراشیدم
بی مرز
بی وقت ِوداع
در آخرین سکوی ِجنون
دستی برای تکان دادن
آهی برای حسرت خوردن
به گذرگاه ِعبور های ممتد
به فرق شعر و ذره ذره آب شدن
من در اغمای خویش
هنوزم هم
به آخرین بوسه ی تو
می اندیشم ..

نیلوفرثانی
5دی ماه 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٥ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

چرا از تو نمیشود
دور شد
مثل ماهی از آب
مثل ِپرنده از آسمان
مثل ریشه از خاک

در قیژ قیژ ِکژواره ی ساییدگی ِذهن و تن
در آشوب ِگوش خراش ِتنیدن
 در پیله ی ِوهم
در خاموشی ِخزیدن تاریکی
دراعماق
هرچه از من جا می ماند
شبیه تو بود

 در بریدگی ِپیوند ِرگ و خون
در سیطره ی بی چون و چرای ِجنون
 در آستانه ی پریدن از اوج بلندی
غرق شدن در لذت سقوط
هرچه از من جا می ماند
شبیه تو بود

نه نمیشود بی تو بود
شراب بی مستی ناب
عشق بی دل آدمی
شعر بی حلول تو
در لحظه های شاعر بارانی
و پیوسته هر آنچه از من می ماند
شبیه تو بود ..



نیلوفرثانی
27 آذر 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/٢٧ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

از صبر بریده ام
در کشاکش ِبیداد ِفاصله ها
وجهالت ِغریب ِرویدادها

از پا افتاده ام
در تدفین ِپیشگوی خویش
در گورستان ِآرزوها
به فردایی که روشن میگفت
و نیامد به پیشواز

از امروز جامانده ام
سنگ در دست
خاک در مشت
خار در چشم
وتندیس ِآبی ام
هزار تکه است

واز من چیزی نمی ماند
جز چند حرف
چند مویه ی ِبارانی
و لختی از شب
در مجاورت ِشاعرانگی های ِتنهایی

اینجا در ساحت ِچشم های یک زن
بوی ریحان و رودی بنفش
کبریای ِمعجره است
شاید دوباره برخاستن
شاید ایستاده مردن

نیلوفرثانی
23 آذر 95

کسی یادش نیست
من همانم که از ترک های شور و تشنه ی کویر
هزار لاله رویاندم ...


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem


نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/٢۳ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

مگر میشود خاموشی
ازاین حصار ِممتد
جز به آواز
به سوی ِرهایی

مگر میشود آرام ِجان
ازاین ازدحام ِپرهیاهو
جز به بال گشودن ِخیال
به سمت آزادی

مگر میشود شعر
ازاین هجمه ی ِتنهایی
جز به غلتیدن ِ واژه ها
به حریم ِشیدایی

مگر میشود بی تو
بی چشم هایت
بی عطر ِخوش موهایت
جز به آلودگی درعشق
جز به پیرایگی ِمحبوب شدن
جز تن دادن به تمام شدن؟

مگر میشود ...


نیلوفرثانی
بیستم آذر95


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/٢٠ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

ببین از سمت کدام ویرانی
سوی تو آمدم؟

ببین چو بادی سرگردان
در کوه و بیابان
به مجاورت ِتو رسیدم ؟

ببین سرکشیده درمن
شعله های هیاهو
از میان ِهزاران هیمه ی نیم سوز
به هوای تو دویدم ؟

ببین جان ِمن
تا تماشای ِروی ماهت
بالا آمده
ببین موج من
در تکاپوی ِلمست
خروش آمده
ببین ابر در ابر
به دامنه ی ِشوق تو میبارم
ببین نار در نی
به گلوگاه تو می آویزم

ببین ساده درمن جا مانده ای
ببین در آغاز من
تمامم بوده ای
ببین جادوی چشمت افسانه ها
مرا از میان قصه ها
باز آورده ای ....

نیلوفرثانی
16 آذر 95


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/۱٦ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

هان ای صدای تو برآمده از تاریکی
به درخشش ِبی تکراری از رخنه های نافذ
به مانند بارش ِبی امانی از قطره قطره های باران
به رگه های طلایی پاشیده بر افق
از صبحی با طلوعی بی زوال
در شبی پاییزی
در تکلم ِروان واژه ها
و این سنگ های ِمسدود ِنور
در انعکاس ِاین تخیل و رویا
تندیس های من ،تو ، ما
نقش خواهد گرفت
از دنیای تار و تنهایمان
و موهبت صدای تو
آیین بارانی بی امان ...

نیلوفرثانی
13 آذر 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/۱۳ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

از سمت و سوی پریشانی ِها
از گستره ی افق های ِناپیدا
غربت به جانمان چنگ می انداخت
وعشق  دور از لحظه هایمان
ایستاده بود

تهی از گرمی ِدستی
در فقدان ِامنیت ِآغوشی
به هرکه رسیدیم
لبخند زدیم
"دوستت دارم" گفتیم
اما عشق دوراز لحظه هایمان
ایستاده بود

عشق همواره دور بود
و ما نزدیک پنداشتیم
عشق چون نیافتنی بود
عشق بود
ما ساده انگاشتیم

نیلوفرثانی
5آذر 95


نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/۱٢ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

رخداد ِعجیبی ست
تورم کلمات در ازدیاد اشتیاق
هم تا دست به قلم میبرم
درتو مذاب میشوم
هم تا به تو فکر میکنم
پرنده میشوم
و این اتفاقِ پیله رَستن
و این دگردیسی ِمبهم ِنو
هربار که پوست میندازم
باز هم در هیأتِ عاشق ِ چشم ِتو
زاده میشوم..

حالا دستم را بگیر
پیش از آنکه بگویی" مراقب خودت باش"
من از اینهمه زادو ولد درخویش
هربار جزئی ازخودم را
جا میگذارم
هربار محو شدگی
هربار هیچ شدگی را
از سر میگیرم

هربار که میمیرم و زنده میشوم
بازهم در هیأت عاشق ِچشم تو
زاده میشوم..


نیلوفرثانی
6آذر 95


کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/٦ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody