حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ...

بعضی آدمها خود را بابت دوست داشتن سرزنش میکنند
دوست داشتن کسی که دیگر نیست ، یا رابطه ای که مدتهاست تمام شده ... و یا حتی دوست داشتن های یک طرفه ..
بعضی آدمها فراموش میکنند دوست داشتن اگر از صمیم دل باشد هرگز جای سرزنش ندارد حتی اگر به رنج وجدایی رسیده یا اگر توجهی که باید، به آن نشده ست ..
دوست داشتن کسی نیاز به پنهانکاری ، شرمندگی و بازخواست ندارد ؛
نمیشود "به دل دستور داد " ،نمیشود دوست داشتن را سرکوب کرد،
نمیشود برای خوش آمدن دیگری ، دست به انکار زد..
بپذیریم دوست داشتن هرچقدر که باشد زیباست ... محترم ست ،نه جنگ میخواهد ،نه حذف ...نه تیغ ست نه خار، خودش اگر ضعیف شود میرود .. اما تا وقتی قدرتمندست ،باید نگهش داشت ..
اگر کسی را دوست دارید ، و در زندگی شما نیست ، تهدیدش ندانید ... آنچه باقی مانده تنها حس ِدوست داشتنی ست که نیروی ِمعجزه ی خودش را دارد  ... شاید ندانید اغلب ما دوست داشتن را برای حسش میخواهیم نه برای کسی ، دوست داشتن ،حس قشنگی ست که شعله ی درونمان ست و گرم نگه مان میدارد ..
بگذارید دلتان تا تنورش گرم ست ، روشن بماند ..

نیلوفرثانی
2اسفند 95

کانال نوشته ها و شعرهای نیلوفرثانی
https://t.me/niloofarsanipoem


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۳ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

زیباجان
خوب شد تو آمدی
و عشق بر سینه ام درخشید
بر پیشانی ام ماه شد
و لبخندی ابدی برایم ساخت
حالا هرکسی مرا می بیند
میداند درمن اتفاقی ست
که تا دنیا دنیاست چراغ ِدلم را
روشن نگه میدارد
خوب شد تو آمدی
زیباجان ..

نیلوفرثانی
28 بهمن 95


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۳ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

خندیدی و من
به انعکاس ِماه برلبانت
خیره ماندم
و فکرمیکردم
چند سیاره ی دیگر از روشنایی ات
به تو خیره اند ...

فاصله معیارش بیشتر
وقتی چشم هم
برای دیدنت لکنت دارد
و دهان گس تر
وقتی برای چشیدنت
تلخ کام ست

اینجا کسی
به فکردرد ِدیگری نیست
هرکس
مشغول ِشُستن ِزخم های ِخویش ست


نیلوفرثانی
25 بهمن 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/٢٤ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

دیده اید آدمها خیلی چیزهارا ازهم "وا می گیرند" انگار نفس شان به نفس هم بند ست ...انگار زنجیره هایی هستند که بهم متصلند..
حالا میخواهد این وا گیری سرماخوردگی باشد یا تنهایی شان
خنده باشد یا اندوه شان...کمتر کسی میتواند بجز این باشد ....
دیده اید کنار کسی باشید که همیشه میخندد و مهربانی می کند ، شماهم وا میگیرید و لبخند میشود نقش ِمدام چهره اتان ..ومهربانی رنگی از وجودتان...
کسی بنالد و غر غر کند ، آدمی میشویم غرغرو و شاکی..
یاآدمی که موفق ست و پرتلاش ، موفقیت و پویایی را منتقل میکند..
آدمی که عاشق ست و عشق را در همه احوالش میشود دید، نمیشود مبتلا نشد..  عشق میدود در جانمان و شور می اندازد به دلمان و آلوده ی دوست داشتن و مهر ورزیدن میشویم...
کینه و اندوه و شکست،بی احترامی و بی تفاوتی هم همین حال را دارد ، آموختن و فکرکردن و گشاده رو بودن ،گذشت و غرور،هم... حواسمان باشد آدمها ازهم وا می گیرند ....
شما باشید کدام را انتخاب میکنید؟

نیلوفرثانی
22 بهمن 95

متن نوشت /کانال تلگرام
کانال شعرها و نوشته های نیلوفرثانی
https://t.me/niloofarsanipoem


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/٢۳ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

من صبورم
به ماهی که نمی آید بر ایوانم
به بارانی که نمی بارد به خاکم

به همهمه ای که
بر شعر ِچشم تو می تازد
به خط خطی هایی که
در رسم ِخیال تو می افتد

من صبورم
وجب به وجب ِسرزمین تورا
می بویم
به هزار زخم و دلشوره
ردی از عبور تو میجویم

وپرسه هایم در انبوه ِسایه ها
مجاورتی از نور تا کجا
پرنده های ِمدهوش و بی قرار
تا آخرین پر به سوختن
بی نشانی از شعله ها

من صبورم
در تکریم ِاین بودگی
که نفس را بی عشق
اگر بماند
بوی نا میگیرد زندگی
و در سکوت ِخورشید غایب
تمام میشود هرچه حضور
بی هیچ نصیب..

من صبورم هنوز
ومشتم پیش تو باز است
به بوی عشق و یاس
و قاصدک های ِمسافر
حافظه های ِازتو سرشار
 به افق های دور
به رقص باد و نیلوفران نور
"تورا چشم درراهم هنوز "

نیلوفرثانی
19 بهمن 95

پ.ن: این زمستان که نه ، شاید بهار بیایی ...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۱٩ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

بعضی آدمها ، "هرکسی" نیستند ، نه اینکه خیلی بشناسیم شان یا خیلی نزدیک و صمیمی باشند ، نه .. حتی در یک دیدار کوتاه یا چندخط نوشته هم میشود فهمید بعضی از آدمها ،" هرکسی" نیستند ، از آن هر کسی هایی که میدانی همیشه یکی از مهمترین فاکتورهای هر کارشان ، " همینطوری " ست .. همینطوری پیام میدهند،همینطوری حرف میزنند ، سوال میکنند ، وخلاصه اغلب مواقع در برابر چرا؟ میگویند همینطوری ...یا همان کسانی که خودشان هم نمیدانند چه میخواهند و چه میکنند ، نه انرژی خاصی دارند نه حس نابی .. از سر کنجکاوی و سرگرمی حواس شان به آدم میافتد.
اما بعضی آدمها ، که از بین خیلی ها ، دلت میخواهد همکلامشان شوی یا وقتی همراه شانی احساس ِخوبی داری ،" هرکسی "نیستند ..
انرژی ِهم طیفی دارند که جذبشان میشوی ، دلت میخواهد بی آنکه چندان هم نمی شناسی اش اما برایش بنویسی ، حرف بزنی و حالش را بدانی و آنهاهم برایت بگویند ... بعضی از آدمها، عین نقطه های درخشانی در فضای زندگی مان هستند .. هرچقدرهم حواست مشغول باشد بازهم عبور و حرکت شان را میبینی و  دلت روشن میشود از همه ی بی تفاوتی ها و تاریکی هایی که دورتادورت فراوان ست آنها هستند ...
بعضی از آدمها ویژه اند، آنها "هرکسی" نیستند ...

نیلوفرثانی
18 بهمن 95


کانال شعرها و نوشته های نیلوفرثانی
https://t.me/niloofarsanipoem


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۱۸ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

همراه جان
کمی نزدیک تر بیا
دراین ازدحام ِپرهیاهوی ِآدمها که با شتاب ، میروند و می آیند ، تو کمی بایست ، کمی جلوتر بیا ، بامن حرف بزن ، ،کمی لبخند ببار..
جهان به ایستادن دو نفر ، به شنیدن ِحرف هایشان ،به پیوندها ،به عشق ،محتاج ست..
به حوصله ی آدمی ، که به نگاه ، به وقت ، به دوست داشتن، سیراب شود به تبسم ِبی دریغ ،به انسانیت لبریز باشد .....
کمی نزدیک تر بیا
تا غبار دوری ها برود، حال خوش شود وخورشید بار دیگر از چشم هایمان بر سردی زمستان پهن شود و تابهار دلگرم بماند.
چه کسی جزما ، دلتنگی هایمان را از دل بردارد؟
چه کسی امیدمان دهد به روشنی ِفردا ؟ اگر در شتاب ِروزها غوطه ورانه ، گم شویم؟
عزیز ِجان
بیا کمی بنشینیم، چای بنوشیم و لحظه را در همین آن ِمشترک ، جاودانه کنیم
حال که فرصت برای ماست بیا کمی نزدیک تر ،کمی آشنایی هارا غنیمت بداریم ..


نیلوفرثانی
17 بهمن 95
روزنوشت

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۱٧ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

دکلمه ی شعر "تو نبودی و من "
با صدای هنرمند ارجمند " مهدی جمالی "


تو نبودی و من


حواست هست
ناجی کلمات من شده ای،

که در شط جنون
خودرا به آب و آتش میزنند ؟

دستم به واژه خو گرفته بود
تو نبودی و من
در انتهایی ترین کنج مویه
عاری از هر کلام و شعر بودم

تو نبودی و من
در شأن ِفانوس خیال
درسایه های ممتد
اسیر بودم

تو نبودی و من
تنهاتر از همیشه
دور از عطر اقاقی و یاس
رسالتم را گم کرده بودم
و حواسم بی لمس بلندی سپیدار
در افول مدام حقیقت
زوال را تکرار میکرد

تو نیودی و من
دلخون رویایی که برایم بند می بافت
و آشفته ی حضرتی
که به ایمانم میخندید
و غروری که دریأس ی مفرط
به جانب بیهودگی
سرازیر میشد

وامروز که بیدارم در چشم های تو
و سبزم در دست هایت
سر به گوشه گوشه ی تو
بهار‌‌ نام تو شده ام
تو ناجی ِ هرباره ی کلمات من
من درموسم ِبازگشت ِتو
همیشه گلبارانم ...


نیلوفر ثانی
13 اسفند 93

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۱٠ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

که دریغ
نمی آیی و تراشه های ِدرد
یک به یک مرا می خراشد
 جان وجهان
به دلتنگی

رنگ ِتیره می بازد
نمی آیی و زنجیرهای ِسکون
درجای خود میخکوبم میکند
نه توانی برای رفتن
نه نای ِمنتظرماندن
و آئینه ای که هزار تکه میشود
از تکثیر ِمتوالی ِشکستن
وبازهم شکستن
و پنجره ای که بسته می ماند
پشت به رویا و رویدادها
و اتفاق ِدیدن ِتو
گویی گذشته ست
گویی در یکی از روزهای ِبهار
پیش آمده و رفته است
ومن
درگیر ِذهنی رو به زوال
تقویم هارا از دست داده ام
از دردی که تن می سوزاند
از نفسی که به تو پیوند میخورد
که هنوزهم تورا منتظرم ...

نیلوفرثانی
9بهمن 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/٩ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

چند روزنوشت از کانال تلگرام نیلوفرثانی

جمعه 17 دی 95:

عزیز ِجان
میدانی چی میخواهم؟
دلم را به دلت قلمه بزنم
درمن بروید هزار جوانه ی سبز ِمهربانی
و شکل آن لبخندهایت
بنشیند به لب هایم
عطر ببارد از نگاهم
و ماه  از پیشانی ام
قلمه بزنم
به وجود ِتنهایم
حضور ِمتبرک ِآرامشت را
و تا دنیا دنیاست
درکنار تو بمانم ...

*
یکشنبه  19دی 95

مونس جان
فکرکرده ای آدم کجا کم می آورد؟
نه سختی های بسیار، نه اندوه ، نه تنهایی و فشارها
نه دردها و غربت ... نه حتی وقتی عشق روی خوشش را برمیگرداند  ،یاوقت ِناخوشی و فقر..
آدمی آنجا کم می آورد که رنج ِعزیزش را ببیند و قادرنباشد هیچ کاری برایش انجام دهد .. این نهایت ِدرماندگی ست

*

سه شنبه  21 دی 95:
منتظر آن روزی هستیم که لبخند هر انسانی عاری از ترفندهای کاسب کارانه و عشق ورزی اش بدوراز داد و ستد ِمزورانه باشد .. روزی که "روزگار ِغریبی " نباشد و هر کس "دوست داشتنش را " نخواهد در پستوی خانه پنهان کند،نه حضوری وحشت افزا باشد نه نبودی بی اثر..
منتظر روزی هستیم که شعر ،هنر و علم ، بیدارکننده باشد وانسان را به باوری از جنس دانستن برساند ..
ما منتظریم و امیدوار به روزی که انسان،مقتدارنه، سربلندِ هستی باشد.

*
چهارشنبه  22 دی 95:

میدانی مونس جان
گاهی نمیتوانی به دیگران هیچ توضیحی بدهی
توضیح بدهی که تنهایی ات ، انتخاب نیست ، ترجیح ست ، ترجیحی که با حساب وکتاب  با درون خودت دستت آمده..
تاتوانسته ای باخودت روراست بوده ای و دست آخر حوادث ، موقعیت و شرایط تورا هل داده سمت تنهایی..
تنهایی که آرام آرام دارد تمام وجودت را میگیرد
و بخود که می آیی میبینی حتی تنهایی دیگر ترجیح هم نیست ،قسمتی از وجودت شده است تکه ای که دور انداختنی نیست ...
مونس جان حواسمان باید به تنهایی باشد ... بدخوره ای ست به جان آدمی ...

*
پنج شنبه  23 دی 95 :

همدم جان
حرف خوب ست ، پیوند آدم با آدمی ست
زبان ِاحساس ست ، تعابیر ِدلبستگی ست
اما گاهی باید دورهر چه حرف را خط کشید
گاهی باید زل زد به چشم ها
 لبخند زد و سکوت را بلعید ..
گاهی در سکوت
راحت تر ، عمیق تر میتوان شنید...
حرف خوب ست اما  گاهی
درسکوت باید از سنگ های فاصله
یک به یک با شوق پرید ..

*
جمعه 24 دی 95 :

بهر چیزی که زیاد فکرکنیم شبیهش میشویم
بهر چیزی زیاد نگاه کنیم شبیهش میشویم
بهر چیزی که زیاد دل بدهیم شبیهش میشویم
شاید برای همین ست کسی نام تورا صدا میزند
بی اختیار میگویم ، جانم؟!
چقدر شبیه تو شده ام؟!نه؟...


*

شنبه 25 دی 95 :

علاقه جان
شاید این حرف سختی باشد اما باید یادگرفت آنقدر سبکبار زندگی کرد که به هنگام رویارویی با اتفاقات ِرنج آور ِزندگی ،چون جدایی ها ،دوری ها ، از دست دادن  ومرگ و ناگزیرهای ِسهمگین چون عشق و دوستی و دلبستگی ، چیز زیادی برای از دست دادن نداشته باشیم..این جزءلاینفک زندگی ِآدمی ست که هر آنچه را دوست میدارد زودتر از دست میدهد تا آنچه را که بود ونبودش فرقی نمیکند ..
زندگی درس های سختی دارد .. وهربار هرکدام ازاین درسهاآدمی را قوی تر میکند ..

نیلوفرثانی
زمستان 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۸ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

مونس جان
این روزها انگار جور دیگری ست
چشم های تو که نباشد
دلتنگی حرف همیشه ی شعر ست
و کلامی که می گردد عطر تورا ببوسد
"هوای حوصله ابری ست "
مثل ِبغضی که گلوگیرست
و آئینه ای که دست تورا کم دارد
تا دوباره شفایابد ..
مونس جان
به دیدارم بیا
به التهاب ِلحظه های ِتبدار
به سینه ی ِبی قرار
بیا دست هایم را بگیر
بیا موهای مرا بباف ..

نیلوفرثانی
4بهمن 95

(روزنوشت های کانال)
کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۸ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

کاش پروانه دل نمیداد

کاش مجنون از بیابان برنمی گشت
شمع در عشق گل
می سوخت

لیلی در حجله
جنون را پس میزد

اینجا دلی آتش گرفت
آنجا خنده ای
سرمیرفت
اینجا کسی می مُرد
آنجا خیانت
به اندازه ی ِعشق
دست میزد ..


نیلوفرثانی
6بهمن 95

پ.ن: برای هیچکس ..

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۳ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ...

دست هایت
بوی آئینه نداشت
تأویل ِغربتی دیرین
کورسوی ِسراب
بی روزن و تسکین

من ازخطور ممتد ِباران
از حاشیه ی ِنفس های سربی
از اوراق ِبرباد رفته وسوخته
از سمت ِگلایه های خاکستری
من از تدفین ِواژه های گلوبریده
سیاهپوش ِدردی ماندنی

کاش درجنوب ِچشمت
طعم ِشرجی ِآغوش
کاش در نیزارهای مویت
افق های تنگ ِبی عبور
کاش در دستانت
آن جزیره های تا همیشه دور

کاش دلت پنجره بود
باز و دل گشا و روشن
کاش سهمم از تو
خورشید بود
بی غروب و شب شکن

کاش یکی تر میشد
در بارش ِعشق و بابونه
کاش جهان پر میشد
از ماه و آب و آئینه..

نیلوفرثانی
3بهمن 95

پ.ن :حس ِدل هیچگاه اشتباه نمیرود ...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۳ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..
گاهی کلام کم می آورد برای تسکین ، برای تحمل ِاندوهی که به اندازه ی یک ملت ، بزرگ ست ..
بعضی مردن ها ،جور دیگری ست ، انگار از هزار زندگی باارزش تر ست ...
خوشا رفتنی که شبیه پرواز ست .خوشا یادی که همیشه میماند...

                      ****

از خانه ات صبح بیرون می آیی و نمیدانی دیگر بازنمیگردی ..
واین آخرین باری ست که عزیزانت را میبینی که آنها لبخندت را می بینند...
این حکایت غافلگیری ِمرگ و زندگی ست ..
که انگار به مویی بند ست ، که انگار از لحظه ی بعد خودت بی خبری، که انگار آمده ای که بروی ... که انگار بین بودن و نبودن ، گاهی حتی مرزی نیست ..وزندگی مکث کوتاهی میشود میان دونفس..
پیش از آنکه خیلی دیربشود لااقل همدیگر را دوست بداریم ..
"یاد عزیزان ِآتش نشان از دست رفته امان در حادثه ی ساختمان پلاسکو گرامی باد"

نیلوفرثانی
1بهمن 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/٢ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ

کاریش نمیشود کرد
گاهی دلت چنان میگیرد از کسی ،از چیزی ،که حتی بعض نمیگذارد بیرون بریزی اش
راه گلویت را میبندد
حرفهایت را میخورد و دست آخر تو می مانی و سنگینی ِانبوهی که انگار دارد مچاله ات میکند
کاریش نمیشود کرد
گاهی آنقدر دلت گرفته از کسی، از چیزی که تنها مجبوری صبرکنی تا بگذرد
مثل همه ی آن دلگرفتگی هایی که یورش آوردند و عبور کردند و ازتو آنچه باقی ماند
سرزمینی ست غارت زده ، رنجیده ، خاکستر شده ...
کاریش نمیشود کرد
بعضی بغض هارا هرکاری کنی ازگلو پایین نمیرود ..


#نیلوفرثانی
29 دی ماه 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢٩ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

چراغی در خویش میگیرم
تا انتهایی ترین ِاعماق
سر میکشم تا دهلیزها ، پستوها
میروم تا آخرین سلول
آخرین بن بست

هرکجارا دیدم
تنهایی ریشه دوانده بود
و دست هایش مرا
دراغوش خویش
سخت و سرد
می فشرد
تنهایی تمام ِمن
من تمامن تنهایی
واین نهایت ِروشنی بود ...


نیلوفرثانی
26 دی ماه 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

سلام
حال همه ی ما خوب ست
جز گه گاهی غرقه در گرداب فاصله ها
و هوای ِنبودن هایی پُر ملال
و به رخ کشیدن ِسردی ِتنهایی
در انجماد ِزمستان
حال همه ی ما خوب ست
جز بغضی از سر ِدلتنگی
و لبخندی که سالهای سال
ماسیده بر لبهایمان
حال همه ی ما خوب ست
زندگی ادامه دارد و هنوز امید
آخرین تیر در کمان ست ..

نیلوفرثانی
28 دی ماه 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem



نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

من کجا دورافتادم
از قصه ی چشمهای تو
کجا جا ماندم
در طعم انفجار ِلب هایت

من کجا گم شدم
وقت بهم ریختگی ِخاطرات تو
و دستهایم تهی ماند
از چیدن نور
رسیده از شاخه هایت

حالا هرروز
جیبهایم را میگردم
شاید نامه ای ،بوسه ای
شاید چراغی برایم گذاشته باشی
حالا هر روز پشت پنجره بی تابم
شاید کبوتری برایم
فرستاده باشی

من در جمع ِعبور ِهر کوچ
رویاروی ِغربتی دنباله دار
خودم را در رویا میبینم
همان گمشده در غبارها
همان فراموش شده از یادها
و رنجور ِآوازی که مکرر
از دل شب بیرون میجهد
وکابوس عجیبی
که هربار
بر دست خویش
مرده ام را به گور میبرد ..


نیلوفرثانی
24 دی ماه 95


نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢٤ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ..

جانان ِجان
سلام ِمن به عقیق ِنگاهت
به اکسیر ِدرخشان ِماهت
به عطر ِهزار باغ روییده در حضورت
به تشنگی ِبیابانی ام
به ساحت ِچشمه ی زلالی ات
به سبزینه ی حرف حرف ِمنظره ات
به ریشه ی ِجامانده ی عشق ،در وجودم
جانان ِجان
درمن بخوان موسیقی ِجانبخش ِماندن را
وگرم بخند در کوران زمستانی ِایام
وشوق را پیوند هرروزه ی سلام کن ..


نیلوفرثانی
دی 95
کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۱ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

بنام ِ..

میدانم در یکی از همین شبها 
درهمین سکوت و خلوت انس شبانه 
به آشنایی خواهم رسید 
به آرامش شناور ِبی بدیل حقیقت 
به نیایش عاشقانه ی ِ عشق 
به مرز رازهای نگشوده 
به رونمایی شکفته در معرفت 
به فهم نور و سایه ی تواءم 
میدانــم به نسبت خنده ی تو با ماه خواهم رسید 
به عطر دستهایت در رد بوی یاسهای رونده 
به باور بودنت ، به یقین بودنم 
به پایان ِ دلانگیز انتظار 
بی عذر و بهانه


نیلوفر.ثانی
14 مهر92

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢۱ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody