حوالی کوچه ی زندگی
چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا
بنام خدا
خاموش ماندم
در سکوتی مطلق
و این چنین است حکایت انانی که عقل را حاکم میکنند و انگاه هیچ حکمی حتی دل نمیتواندراهی به جلو ببرد
در برابر استدلالهای عقل سر فرو میاورد و ساکت میشود
و اینست که عقل اجازه میدهد تقدیر انچه را میخواهد پیش ببرد هرچند تلخ و مملو و از تنهایی باشدزندگی چند روی خود را نشان میدهد و اگر انسانی بی ایمان باشد هرگز نمیتواند راه دشوار زندگی را ادامه دهد ....
بنام خدا
گاهی میشود گم شد ، میشود در هیاهوی آدمیان غرق شد و هیچ شد ...
میشود فکرکرد که در برابر بزرگی دنیا چقدر کوچک و حقیریم ...
و در برابر عظمت کائنات ذره ای کوچک و خردیم .....
گاهی فکرمیکنیم بودن و نبودن ما هیچ تاثیری در روال جاری هستی ندارد ...باشیم یا نباشیم چیزی تغییر نمیکند ...
اما در نهایت گم شدگی در نهایت این حس کوچکی ، ته دلمان ایمان داریم که حضورمان بی جهت نیست ...پس نمیتواند بی ارزش باشد ...
اگرچه کوچکیم اما درونمان انقدر بزرگ است که نبودمان هستی را تکان میدهد ، وزنه ی ان ، تعادلش را از دست میدهد و انگار چیزی کم شده است ......
گاهی میشود رها شد از خود ، از زندگی ، از دیگران ، از وابستگیهای جور واجور دورو برمان برای اینکه بتوانیم دوباره به این باور برسیم که وجودمان چقدر مهم است و افریدگار ما عاشقانه مارا رسالتی داده است که باید انجام دهیم ....
و این دوباره روح تنها و زخمی مان را از نو میسازد ....و زندگی ادامه دارد ....
ن.ثانی(شباهنگ)
بنام خدا
انسان این موجودی که بخاطر تعقل و تفکرش از دیگر موجودات متمایز شده است ...افسوس که دست به کارهایی میزند که شرافت انسانی را زیر پا میگذارد
انسانهایی که به واسطه ی عشق و علاقه اشان به خود اجازه میدهند دست به هر کاری حتی در جهت خرد شدن، بی حرمت شدن و تجاوز به حریم خصوصی کسی که دوستش دارند، بزنند .....افسوس
افسوس از انسانهایی که به اعتماد محبت و لطف دیگران خیانت میکنند و گمان میکنند چون میتوانند و قادر به سو استفاده از اعتماد هستند اجازه دارند هرکاری میخواهند انجام دهند
افسوس بر این انسانها که نمیدانند انها اول از همه به خودشان بد میکنند و شخصیت و غرور خودشان را لکه دار و بی ارزش میکنند تا دیگری را
افسوس که دوست داشتن برای خیلی از ادمها تنها معنی مالکیت دارد و بس و اگر نتوانند صاحب انکه دوستش دارند باشند باید اورا به بدترین وضع ممکن بشکنند و بی ارزش کنند
افسوس از انسانهایی که به خاطر نقصانها و مشکلات شخصی دست به قضاوت درباره ی دیگران میزنند و بی دلیل آنهارا مجرم و گناهکار میدانند
افسوس از انسانهایی که بی انکه کسی به انها اجازه داده باشد با تجسس در امور و رفتارهای اطرافیان پی به رازها و مسائل شخصی انها میبرند و حتی از ان برای تحقیر استفاده میکنند
افسوس از انسانهایی که بجای تعقل درست و منطقی بدون فکر به عواقب کارها و رفتارهایشان خود را حقیرانه در ذهنها و یاد کسانی که دوستشان دارند میکشند و تمام میکنند
افسوس از انسانهایی که قدر محبت و احترام و لیاقتی که نصیبشان میشود نمیدانند و به ناجوانمردی انرا پاسخ میدهند
افسوس از انساهایی که ساده دلانه محبت میکنند و احترام میگذارند اما در این دنیای وانفسا بخاطر همین محیت لجن مال میشوند
افسوس و صد افسوس از این انسانها .........
بنام او
در کوچه های زندگی فصل بهار خود نمایی میکند و رنگ و لعاب تازه ای به حال و هوای کوچه ی زندگی بخشیده این فرصتهاییست که در عبور از کوچه های زندگی نصیبمان میشود و باید که سپاسگزار باشیم
بهار ایمان دوباره زمین است و زمانی دیگر برای نو شدن و تجدید پیمانهایی که شاید از یادمان رفته است . عمر کوتاه است و زمانی خواهد رسید که وقت رفتن است پس برای انروز باید کوله باری داشته باشیم که سبب سرافکندگیمان نباشد
امیدوارم سال جدید تجربه ها و دانایی و عشق بیشتری نصیبمان کند
شباهنگ (ن.ق)
بنام او
در کوچه های زندگی هرروز درسی می اموزیم از انسانها از حوادث و از تمام آنچه که باعث شناخت بیشتر ما و تجربمندیمون میشوند گاهی این شناختها به سختی و با اندوه و تلخی بدست می آیند اما هرچقدر تلخ باشند بازهم باعث آگاهی بیشتر ما در زندگی میشوند
انسانها پیچیده ترین مورد دراین مسیر هستند گاهی فکرمیکنم چقدر ساده میتوانیم بشناسیم و ارتباط برقرار کنیم اما کمی که جلوتر میرویم میبینم هر انسانی برای خودش پیچیدگی های زیادی دارد که مارا در شناخت کامل،دچار مشکل میکند اما به تجربه ثابت شده دقت به کوچکترین رفتار و نوع گفتار و برخوردهای گوناگون فرد مورد نظر میتوانیم تا حدودی کلیات شخصیتی وی را بدست بیاوریم
یادمان باشد در ارتباطهایمان به این شناختها توجه ی ویژه داشته باشیم و با افرادی ارتباط برقرار کنیم و یا ادامه بدهیم که نقاط اشتراک زیادی با ما دارند حداقل از نظر فکری و رفتاری ...ممکن است کسانی که با دارای تفاوتهایی هستند برایمان جذابیت بیشتری داشته باشند و حتی شاید با آنها سازگاری بیشتری داشته باشیم اما بخاطر داشته باشیم این میتواند تنها برای مدتی جذاب و گیرا باشد و در نهایت کسانی که شبیه تر به ما هستند بیشتر میشود روی دوام رابطه حساب کرد
اما هیچ کدام از این موارد پیرو قانون خاصی نیست و این انسان موجود متغیر و پیچیده باعث میشود خیلی از پیش بینی ها و احتمالها دچار تغییر شود
شناخت و روانشناسی افرادی که با انها سروکار داریم میتواند بزرگترین ابزار ما برای موفقیت در ارتباط با انها باشد
امیدوارم بتوانیم از رابطه هایمان خاطرات خوب داشته باشیم و تجربه های مفیدی پیدا کنیم .
بنام او
در زندگی با فرصت های طلایی روبرو میشویم که استفاده ی درست از آنها باعث پیشرفت قابل ملاحظه ای در زندگی مان میشود چشم باز و بصیرت درونی باعث میشود بتوانیم این فرصتهای طلایی را بشناسیم درک کنیم و به موقع از آنها استفاده کنیم
اما در خیلی از مواقع با خامی ،نا پختگی و نداشتن تفکر درست و درک واقعی فرصتها ، براحتی آنها را از دست میدهیم برای همین است که اکثر مردم به ان جایی که از خودشون انتظار دارند دست پیدا نیمکنند چون از فرصتهاشون بدرستی استفاده نمیکنند و این از دست دادن دیگر در طول زندگی قابل جبران نخواهد بود ...
باید در برابر فرصتها اگاهانه برخورد کرد با دید دقیق به کندوکاو آنها پرداخت و تا جایی که ممکن است از وجود و حضور انها استفاده کرد حتی اگر بیش از لیاقت ما هستند سعی کنیم توانمندیمان را بالا ببریم عیوبمان را رفع کنبیم دانایی ملن را ارتقا دهیم ؛تا بتوانیم با ان فرصت به جایی بالاتر در عشق ، کار تحصیل و روابط دست یابیم ....
بنام خدا
درمورد پست قبلی بهتر دیدم مثالی هم طبق سفارش دوستان برای روشن تر شدن موضوع داشته باشم
کلیشه های رفتاری شکل گرفته در ذهن ما ان چیزیست که در طی زمان رشد و تربیت و اموزشمون با اونها برخورد میکنیم و در اثر برخورد عینیت اونها در افراد زیادی برامون کم کم تثبت میشوند
مثلا نوع پوشش افراد نوعی رفتار از اونهاست که نشان دهنده نوع فرهنگ ،فکر و سلیقه و محیط زندگی اونهاست خب در ذهن ما برای پوشش و نوع اون کلیشه هایی شکل گرفته مثلا افرادی که لباسهای پوشیده تری انتخاب میکنند براساس کلیشه ی ذهنی ما باید افراد مقید تر به اصول اخلاقی و پایبند تر به اعتقادات مذهبی باشند افرادی نجیب تر و قابل قبول تری هستند در حالیکه شاید این مورد در عصر امروز با تغییرات زیادی که محیطهای زندگی و فرهنگها داشته است دیگر اونقدر صحیح به نظر نرسد حال گنجاندن خیلی از رفتارهای اجتماعی دیگران در کلیشه هایی که در ذهن ما شکل گرفته کمی و گاهی باعث محدود تر کردن دیدگاهامون و در نتیجه کمتر شدن درک درستی از دیگران میشه
البته میشه مثالهای خیلی زیادی دراین باره زد اگر کمی دقت کنیم با قضاوتهایی که در وهله ی نخست از دیدن رفتارهای دیگران به ذهنمون میرسه پی میبریم که کلیشه های ذهنی ما هم کم نیستند و حتی اونها در بسیاری از موارد باعث هدایت ما در شناخت و قضاوتهامون میشوند
پس با دقت بیشتری به رفتار و برخوردهای دیگران توجه کنیم
چون کلیشه های ذهنی براساس عرف و عادت و رفتار اغلب افرادی در ذهن ما شکل گرفته که به اون عمل کردند و گاهی کثرت میتواند دلیل رخداد بیشتر یک اتفاق باشد اما نباید اجازه دهیم این کلیشه ها مارو به سمتی راهنمایی کنند که از واقعیت و جنبه های دیگر رفتار و برخورد دور بمانیم .و قضاوتی نادرست داشته باشیم
پس همیشه در کنار درنظر داشتن کلیشه هایی که از ساختارهای رفتاری و چگونگی اونها در ذهن داریم به این هم فکرکنیم که میتواند اون رفتار و برخورد چیزی جدای از این کلیشه ها باشد و زوایای دیگری برای دقت و تفکر همراه بیاورد.
| Design By : Night Melody |

