حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

در عبور از کوچه های زندگی هر زمان ، جوش چیزی را داریم گاهی عقیده ای ست و تفکری ، گاهی عادتی و رفتاری وگاهی آدمی و آشنایی...
و گذر زمان نشان میدهد که هیچ چیز و هیچ کس ثابت به همان شیوه ی نخست نیست و از آن واضح تر این خودماهستیم که بر یک روال نیستیم ... گرچه عادت کرده این تغییر رادردیگران ببینیم  اما همچو رودی که میساید برسنگ و در طی عبورها صیقلش میدهد مانیز در عبورهایمان ساییده میشویم و دگرگونی میابیم
اینست که هر عبوری و هر عابری ردی برما میگذارد ماندگار وتاهمیشه ... هرچند آنقدر محسوس نباشد که بچشم آید
بی شک این زنجیره ایست که تمامی آدمهارا شامل میشود و تا زمانی که آخرین انسان میزید این زنجیره ادامه دارد پس وقتی چنین قاعده ای حاکم ست ، انزوا ، دوری و گذشت از آدمهای دیگر نه ممکن ست نه معقول ....بنابراین در هرعبوری و هر عابری ، بپذیریم که مسیری گشوده شده ست برای تبدیل شدن به یک مجموعه ی همگانی ... برای پیوستن به جرگه ی جریانی که تک تک انسانها از اول تا آخر درآن نقش دارند ... وهرچقدر تلاش برای درک و شناخت این جریان بیشتر باشد تاثیر آن بر آیندگان هم بیشتر ست همان اثری که ما نیز از پیشینیان دریافت کرده ایم و امروز به این مرحله رسیده ایم که بخواهیم بدانیم و بیاموزیم و این مسیر را حرکت کنیم

پس بدانیم در عبور ها و کوچه های زندگی ، هر اتفاق و هر عابری و هرعبوری ، خود مهیا بودن ِامکانی برای آموزه ، تجربه ، آگاهی و انتقال ِ این شعور به نسل آدمی ست
با حفظ صیانت ِ نفس ، شخصیت ِ درونی و جایگاه ِ انسانی به استقبال عبور و عابرها برویم ....

 

نیلوفر ثانی
ششم دی 92

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٦ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody