حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

" برای نخستین بار  ، در حالی که ایام ِ پس از نود سالگی را سپری میکردم ، با سرشت طبیعی و خصلت های ذاتی ام مواجه شدم. پی بردم که وسواسم برای انکه هرچیزی سرجایش باش ، هرکار به موقع انحام شود ، هرلفظ سازگار با سبک درجمله بنشیند ، حاصل شایسته ی ذهنی منظم نبود ، بلکه برعکس شگرد پیچیده ی ِ ابداعی خودم بود تا آشفتگی فطری ام را پنهان سـازم . کشف کردم که پایبندیم به انضباط را تباید فضلیت دانست زیرا واکنشی ست در قبال اهمال کاری ام ؛ که سخاوت به خرج میدهم تا خستم آشکار نشود که احتیاط به خرج میدهم چون کج خیالم که آشتی طلبی ام برای پرهیز از غلبه ی غیظ و غضب سرکوفته ی درونم ست، که فقط به این خاطر وقت شناسم که نمیخواهم بفهمند چقدر وقت سایرین را کم اهمیت میدانم . و بلاخره کشف کردم عشق حالتی روحی نیست بلکه یمی از نشانه های منطقه البروج ست"

 

خاطرات دلبرکان غمگین من /گابریل گارسیا مارکز

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٥ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody