حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

 

 بنــامَ ش


گاهی باید تردید را کنار گذاشت باید رو در رو شد ، باید ماهیت تغییر را دید و فهم کرد
باید جسور بود ، باید ریشه ی ترس های ِ پنهان را ، کشف کرد ،باید سری در درون برد و باید درخلوت گزینی خویش دوباره خویش را پیدا کرد و راهی بود

گاه سررشته گم میشود ،و باید بازش یافت ...گاهی میدانی ترسی هست که ریشه دوانده و احاطه ات کرده ست .
ترس از دست دادن ، ترس از رو شدن ماهیت های ِ پیش رو ، ترس از جدایی ها ، ترس از کشف ِحس ها و نیروهای جدید ، ترس تغییر از آنچه مدتهای مدید بران منوال بودیم و هزاران ترس دیگر باعث میشود گاه پیش از آنکه خود درانتظار این رخدادها باشیم ، به سمتش برویم ... بیازماییمش و امتحانش کنیم ... هرچند نمیدانیم از این میدان چگونه بیرون خواهیم آمد.
با دست هایی پر و قلبی مطمئن و ثباتی لااقل کمی قابل اعتماد یا بی هیچ دستاوردی چونان گذشته ، سردرگم و مبهم

باید دست به مراقبه زد...درون خویش را درنوردید و خوب تماشا کرد  فرصتی برای آرامش از دغدغه های جاری ِ آدمها ساخت و در پی رهایی هرچندکوتاه از قیدهای اجباری شد ...
دوری از حضورهای ِپرمخاطره ، رنج دوری ها و دلتنگی های ِ اجبــاری و احساس های ِمبهم ِ پنهان در نیازهای آدمی ...


باید اندکی دورتر ایستاد ، باید درونی شد ، باید درمجاورت غریزه  و خوداگاه به مباحثه با خود برتر رفت ... باید دریچه ای گشود نوری برای دفع تاریکی پیدا کرد و آماده ی رنجهای دیگر شد ...باید نترسید و هرآنچه دستاورد این رویارویی ست را ضمیمه ی ذهن و دل کرد ...
انســانی که انسانیت ِ خویش را دوباره درخویش میجوید و به ان تکیه میزند
این کوچه اینروزها در خلسه ی ِ خویش فرو میرود و در بر غیر میبندد .. باشد که با حالی خوش تر و رویی باز تر عبورهای زندگی را مزه مزه کند وعابرهارا به تماشا بنشیند...باشد که چونین شود ...



نیلوفر ثانی
بیست و هشتم دی  

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody