حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

آری میتوان در نهایتی که دوست داشت ، دل بُرید ، میتوان گذشت ،میتوان عبور کرد ..
میتوان نزدیک شد اما هر آن ، فاصله گرفت .. میتوان ِ به شوق آمد و آرام بود ....میتوان سپید بود اما از سیاهی دوری نشد ... میتوان رستگاری را جستجو کرد اما از گناه صرف نظر نکرد ....میتوان یک نفر و گاهی هزار نفر بود ... میتوان عشق ورزید اما به شماتت نفرت بر نیامد
میتوان آباد بود و ویرانی راهم تجربه کرد...میتوان عظیم بود اما خُردی را از دست نداد ...

آری میتوان هرلحظه انسانی در حقیقت ِ شگفت انگیز خود بود ... و نگاهی متفاوت از انچه رایج و جاری ست داشت ..
میتوان حتی طپش یک نبض را فهمید . تکان کوچک یک شاخه را درک کرد ...
میتوان پنجره را در آغوش گرفت ...میتوان باد را بوسید ... میتوان در دریا غرق شد و تشنگی صحرا را نوشید ... میتوان بزرگ شد ،جهان شد، یکی شد ، محو شد ...

میتوان انسانی  با مرتبه ی خاص انسانی شد ..
میتوان .....



نیلوفر ثانی
12 اسفند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٢ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody