حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

 

مادمازل ژرژ: 
فردریک ما بازیگریم،
یعنی واقع بین ترین آدمای روی زمین.
برای اینکه ما چیزی رو میدونیم که بقیه پنهانش میکنن.
ما می دونیم که هیچی نیستیم،
فکر نمی کنیم که این خُلقمون به اون یکی سَره،
بلکه میدونیم که فقط یه خلق و خو داریم و اون بسته به اوضاع و احوال فرق میکنه.
ما چیزی رو میدونیم که فیلسوفا نمیدونن،
و اون اینه که میشه به چند تا چیز در آن واحد فکر کرد .
و میشه به کسی گفت:"دوست دارم"،
در حالی که داری به جوش دماغش نگاه میکنی.
یا میشه گفت:"ازت متنفرم"در حالیکه تو فکر اینی که وقتشه کفشتو عوض کنی.
ما می دونیم که آسمون یک رنگ نیست،
که حتی سنگ هم فرسوده میشه،
که سه دقیقه ی بعد احساسمون فرق میکنه،
که بین گریه و خنده فقط یه حرکت شکم فرق میکنه.
ما میدونیم که هیچی دوام نداره،
همه چی سرگرمیه و آدما تداوم ندارن.
میدونیم که "برای ابد" خواب و خیاله و "هرگز" فقط یه آه کشیدنه.
فردریک:
ژرژ تو ناامیدم میکنی.دلم میخواد برنیسو دوست داشته باشم.
مادام ژرژ:
میترسم که مفهوم دوست داشتن،معنیش میل به دوست داشتن باشه.


فردریک یا تئاتر بلوار- امانوئل اشمیت


نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٠ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody