حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

بندهایی از زمان بیرون می آیند و مرا باخود میکشند گاهی در حال وگاهی در گذشته و بندهایی هم مرا میبرند تا روزهای نیامده ...
بندهایی که بی اختیار بر دست و پای آدمی بسته ست و هیچ بشری را یارای رهایی از انها نیست از همان زمان اولین نبض حیات جنینی شکل گرفته ،تا حتی پس از مرگ ...زمان هماره در پوستین ما خزیده و رهایمان نمیکند و آنقدر میتازد تا تمام زندگیمان را در دست هایش بگیرد ...
نه میتوان به جبر انسانی متوقفش کرد نه میتوان حتی ذره ای کندش نمود فقط میتوان با آن همگام شد ..ودر آن غوطه خورد و با نیروی قدرتمند هوشمندی و وسعت فکر بشری آنرا به تسلط خویش درآورد
در حصار زمان بودن سبب حرکت ، پویایی، قدرشناسی ، نتیجه بخشی و بهینه سازی اوقات میشود اما نباید اجازه داد این محدودیت انسان را از رها بودنش محروم کند ... وقتی بتوان با دانسته ها و اگاهی و تجربیات، زمانی مافوق زمان جاری ایجاد کرد خواهیم توانست دستاوردی داشته باشیم که انسان را قادر میکند بندهای زمان را به حداکثر ارتجاع خود برساند ..هر آن و لحظه میتواند ایجاد و زایشی زمانی در دل زمانی باشد و هرلحظه دریچه ای تازه برا ادامه بگشاید ...
به نظر میرسد زمان انسان را درخویش ذوب میکند و حتی رد اور ا محو میکند اما بسیار بودند انسانهایی که قادرشدند برزمان پیش بگیرند و خود تعیین کننده عصر و لحظه ی خود باشند ...
اینست یکی دیگر از توانمندیهای بی شمار ادمی که قادرست فراتراز محدودیت هایش قدم بردارد


نیلوفر ثانی
25فروردین 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢٥ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody