حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا



بگذار دست هایت را بگیرم
بگذار چشمهایت را خوب بنگرم
بگذار بند شوم به قدمهایت که هرکجا میروی پا جای پایت بگذارم
بگذار سینه مالامال کنم از عطربودنت، از شمیم خوش اردیبهشتی ات
که سامان من اگر دست دهد مگر تنها به آغوش تو باشد
واگر آرام جانی باشد مگر غنودن به سینه ی تو باشد
بگذار صرف رویا  در اندیشه ی مان، عشق باشد
و نیازهایمان سروده شدن در گشایش پنجره ای که هوای تازه ی احساس را میوزد
بگذار نگاه کنم‌َت ای تماشایی ترین پرواز
که آسمان من باتو رنگ شوق میگیرد
و دامنه ام با تو عطر بهار
بسان گلهای وحشی دشت
در عطش نوازشهای باد
وچون پروانگان جست و خیز
بدنبال تو میگردم
که تحقق هر آرزو از مسیر نگاه تو میگذرد
و اجابت هر دعا ، به التفات تو ممکن میشود
بگذار بدرود ما ،نگفته به درودی دیگر گره خورد و فاصله ها در نبرد دیدارمان شکسته شود
سرنوشت محتوم تمام واژه ها
عاشقانه های توست
بگذار تا ابد عشق تجلی تو باشد
بگذار آسمانی ترین باشم با تو
و زمینی ترین انسان
انسانی که گرچه در جستجوی والاگری ست اما
بی شائبه لذت میبرد از زیاده انسانی
باتو باید تجرمند هر آنچه میشود شادی بود
و انعکاس هزارباره ی دانایی
دست هایت را بمن بده
این راه ،طولانی ست


نیلوفر ثانی
اول اردیبهشت 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody