حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام او

در کوچه های زندگی درکنار خبر مسرت بخش بدام افتادن دزد نابکار کیف زن، خداوند را شکر به فاصله کمتر از ٢ هفته ، تاوان کارش بیشتر طول نکشید و خودش گویا با درد وجدان شدید  پس از دستگیری اعتراف به سرقت نمود اما روزها چونان هوای پاییزی دلگیر و اغلب اوقات بارانیست .وقتی در اداره آگاهی به آن جوان سارق نگاه میکردم به این فکر فرو رفتم که چقدر انسان موجود جالبیست تا زمانی که به ظاهر آزادی دارد چون گرگ درنده میشود و هیچ خدایی را بنده نیست و میتازد به امید آنکه بتواند خودرا بالاتر از حدی که لایقش است بکشاند ولو با تخریب و آزار دیگران و وقتی در بند میشود همان موجود عصیانگر چنان مظلوم و ضعیف میشود که گویا بی گناه ترین و قابل ترحم ترین فرد روی زمین است. اینها همان فرصتهاییست که خداوند از آنها نام میبرد و به انسان خطاب میکند که به شما فرصت داده شد اما بیهوده از دست دادید . اینست که به برگشت تمامی رفتارهایمان در همین دنیا پی میبیریم محال است کاری کنیم و نتیجه اش را نبینیم حتی ممکن است نمودش در عزیزانمان باشد .

اینروزهای در کوچه زندگی دلگیری عجیبی حکمفرماست اغلب با رگبار های تند بارانی امید باز شدن دلها هم میرود اما افسوس اینروزها همه در غم زرد شدن و خزان طبیعت شریکند .

با شگفتی رنگهای عجیبش ،با آغوش باز همدرد پاییز خواهم بود تا دراین عرصه تنهایی و اندوه بی یاور نماند .

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٢ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody