حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامــِ

 

زندگی حال عجیبی دارد ... دریایی ست که گاه تورا به طوفانهای سهمگین و پر تلاطم میکشاند وگاه بدست ارامشی وسیع ... گاه سرگردان ِ بی انتهایی وگاه پهلو گرفتن به ساحلی ارام
زندگی در کوچه کوچه اش پراز حوادث ست ... و هزار فصل و رنگ برایت مجسم میکند
واین همه فرصت هایی ست برای اینکه بیشتر بدانی

همیشه فکر میکردم بیشتر دانستن یعنی بیشتر فکرکردن اما گاهی فکرنکردن خود دانشی ست که مهارتی بزرگ میخواهد
باید به جایی رسید که گاهی عمدا فکر نکرد ، عمدا ریزبین نشد ، عمدا شناور شد به دست امواج حادثه ها ..
باید اجازه داد بجز منطق و خرد و حتی حس درون ، چیزی تورا هدایت کند که میتواند در عینی که همه ی اجزا را داشته باشد ، تهی از انها هم باشد
باید همیشه عنصر ناشناخته ی دیگری را لحاظ کرد که سایه اش در تمام اتفاقات ، تصمیم ها و انتخاب ها وجود دارد هرچند بیشتر آدمها انرا نمیبنند یا توجه نمیکنند

این درون انسان ست که انقدر میتواند پیچیده ، کامل و متعالی باشد که هرلحظه هر نقشی را ایفا کند حتی اگر خود درمقابل خودش بایستد
میتواند خود ساقط کننده ی بخشی از خود باشد ... میتواند ترمیم کند یا حتی ازنو بسازد ...

باید در کوچه ی زندگی ، زندگی کرد و بر لحظه لحظه اش عشق ورزید تا ان لحظه که حیات جاری ست ..


نیلوفر ثانی
چهاردهم تیر نودوسه

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۱٤ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody