حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامــِ

بی تو سخت میگذرد ...
بی تو لحظه ها تهی از آرامش ، تاخت و تاز میکنند
تو که نیستی خشمگینم ، بی حوصله ام و لبریز از فریادی فروخفته ..
وقتی نیستی آشوبی درمن ست .. واقعه ای که مدام درحال ستیز ست ..
حسی که از سویی تورا مایه ی شادی میداند و از سویی مایه ی رنج و دلتنگی..واینچونین برای بقای خود درحال جنگ ست
بی تو همان لحظه های روزمره ی تکراری
همان تکثیر ممتد تنهایی ، همان انعکاس صدای خاموش ِگذرعمر
وقتی نیستی زندگی همان رنگ خاکستری خودش را دارد . پیش میرود تا به ایستگاه اخر برسد
بی تو
قطاری رو به آخرین
ایستگاه جهانم

و دستهایم از لمس بودنت تهی ست ، وچشم هایم از دیدنت بی برق نگاه و هوا بی بارش باران عشق ... تو کیستی که اینچونین دنیا به بودنت معنا میگیرد و لحظه ها از وجودت سرشار ...تو کیستی که نمیشود بی تو ارام بود و براه ادامه داد...
این هوابی تو سنگین ست
برای هر نفس تو باید باشی ...



نیلوفر ثانی
بیست و سوم تیرماه
نودو سه

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٢۳ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody