حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام او

بغض آسمان ترکید ....دیشب به یمن وجود پاییزی پربرکت تمام کوچه پس کوچه های زندگی از بارانی سیل آسا پراز آب شده بودند آنقدر که اصلا نمیشد عبور کرد... خیابان اصلی شهر و مرکز پرتردد لبریز از آب بود و گاهی تا زیر زانو آب بالا آمده بود و اهالی با شوخی میگفتند که نیاز به قایق دارند تا ماشین،اما چیزی که در این بین برایم خیلی جالب بود این بود که همه خوشحال بودند با اینکه وضع سختی پیش اومده بود اما بخصوص جوانها با دست زدن و سوت باعث میشدند استرس همه کمتر شود و با راحتی بیشتر زیر آن باران سیل آسا راهی برای عبور پیدا کنند و خیلی برایم خوشایند بود وقتی میدیدم چطور مردم سعی میکنند بهم کمک کنند تا بتوانند از پیاده رو هایی که زیر آب رفته بودند بگذرند .باران شدیدی بود و ساعتها ادامه داشت که بی سابقه بود و نمیشد لذتش رو از دست داد حتی اگر باعث میشد سرماخوردگی حسن ختام این بارش شدید باشد . 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱۳ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody