حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامــ ِ

درعبور از کوچه های زندگی ، هرروز دریچه ای گشوده میشود ، ودریچه ها اینبار نه تنها از در ودیوار ها بلکه از سنگفرش هایش ، از عابرانش ، از هر آنچه جز به جز کوچه را تشکیل میدهد....
وقتی هنوز چشمهایمان در گذر از کوچه های زندگی ، عادت به خوب دیدن ندارد بیشتر کلیات را میبینیم و حتی چیزهایی را که فهم آسان تری دارد اما تمرین خوب دیدن ، کم کم بما میآموزد که بیشتر و عمیق تر ببینیم و این میشود که در گذران ایام ، رازهای بیشتری از زندگی مکاشفاتی میشود که اگاهی بیشتری نصیبمان میکند
انقدر که اندک اندک میاموزیم هرانچه را میبینیم همان معنی خطی و یکسانی را ندارد که در ابتدا خود را نشان میدهد بلکه میتواند سرشار از معانی و مفاهیمی باشد که حتی متضاد ِمفهوم اولیه ست ...
یا حتی اگر مفهموش کاملا روشن نیست ، این احتمال داده میشود که میتواند حاوی هر نوع معنایی باشد ...
اگر بیاد داشته باشیم ، چه کلمات ، چه رفتارها ، چه ابراز احساس ها ، چه واکنش های خشمی و تهاجمی ، همه وهمه میتواند معنی بجز انچه در نگاه اول به ذهن میرسد داشته باشند ، درک بهتر و کامل تری از ان موقعیت و یا ان فرد خواهیم داشت
این در درجه ی اول وسعت ذهن و فکر به خودمان میدهد و بعد از ان درک متقابل ...
انسانی که انقدر قدرت هوشی و ذهنی دارد که میتواند آنچه را که ندیده و یا حتی تجربه نکرده با ظرافت بسیار در ذهن بازسازی کند یعنی دارای ظرفیت های فکری و ذهنی فرا پیشرفته ایست ...پس لازم ست تاجای ممکن آنرا پرورش بدهد و از نیرو و وجود آن استفاده کند
تمرین کنیم انسانی چندبعدی باشیم رشدی که لازمه ی تبدیل شدن به انسانی والا ست


نیلوفر ثانی
پنجم مرداد

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٦ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody