حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام

من از پنـهانی های تاریـک
میترسم
عیـان باش و روشـن باش
ای عشـق

نیلوفر ثانی


در سکوت شب ،صدای بودنت میپیچد

من دوراز تمام هیاهوی خواستنت

دلم را خوش کرده ام که هستی 

هرچند دور ،هرچند دست نیافتنی

واز کابوس های پی در پی شبانه بازهم به انکه پناه میبرم تویی

تا آرام طپش های مکرر دل شوی و تسکین بی قراری مفرط

هنوز هم تو اولین و آخرین دستاویزی برای زندگی

برای آرامش گرفتن برای دوباره برخاستن تلاش کردن 

هنوز هم تویی تنها دلیل شعر ،برای نوشتن 

باید قدر این کابوسها را بدانم

وامیداردم در خنکای نسیم سحر 

ودر تلاقی گرگ و میش افق

بازهم به تو بیندیشم و برای تو بنویسم

بگذار بازهم درامتداد خواب وبیداری

به چشم های تو برسم...

 

نیلوفر ثانی

چهارم شهریورنودوسه

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٤ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody