حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ـ


چون احتیاج داشتم که دوست بدارم و دوستم بدارند
تصور کردم که عاشق شده ام
به عبارت دیگر خودم را
به حماقت زدم!

سقوط_ البر کامو


حواست باش وقتی میخندم یا مهربان نگاهت میکنم ، یا حتی اگر با لطف برایت وقت میگذارم و درکنارت می نشینم .. یا وقتی برایت شعر میخوانم ، شعر مینویسم
یا با هیجان برایت حرف میزنم و یا وقتی از اندوه دلم میگویم ...
هیچ کدام را به پای احساس شدید من یا عشق نگذار
یا حتی به پای دوست داشتنم ... البته که دوست داشتنی هست که میتواند انگیزه ی ارتباط باشد و نزدیک شدن به کسی اما همیشه آنقدرها نیست که اسمش را احساس قوی یا عشق گذاشت ... جذابیت ها ، نیازها ، کمبودها،تنهایی و تمایلات درونی مان میتواند هرکدام عامل مهمی دراین ارتباط باشد

خیلی از آدمها هنوز قادر نیستند فرق بین این میزان دوست داشتن را درک کنند و حتی نمیدانند دوست داشتن میتواند سطوح بسیاری داشته باشد بهمین دلیل مرتبا دچار سوتفاهم درارتباط هایشان هستند آنها مفهومی برای دوستی ندارند
و مرتبا درحال تجربه ی شکست های عشقی یا قطع روابط احساسی یا تعیین حدومرز هایشان هستند
و مدام به قول خودشان به تور آدمهای بی معرفت یا قدرنشناس میخورند
دوست داشتن عمیق و عشق، نشانه های خودش را دارد حتی بر خلاف باورهای عموم ، نه ناگهانی اتفاق میافتد نه در یک نگاه ..بلکه دراثر شناخت ،حسی در وجود آدمی تقویت میشود و کم کم ریشه میگیرد که نامش عشق میشود
چه بسا در بسیاری از موارد این شناخت نتیجه ی خلافی از احساس اولیه را دارد و مرور زمان و ارتباط بیشتر ماهیت آنرا مشخص میکند
عشق رفتاری باوقار دارد ...اصلا عشق خودش میتواند حرف بزند و معرف خودش باشد و میتوان بی تردید و ابهام وجودش را درخود یا دیگری، حس و درک کرد

پس باید مراقب بود وبا چند رفتار دوستانه و پر لطف ، در حلقه ای از برداشت های عجولانه و سطحی قرار نگرفت که بعدها تطابق رفتار و گفتارطرف مقابل ، سخت و عجیب باشد ..




نیلوفر ثانی
پانزدهم شهریورنودوسه



نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٥ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody