حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام 

در کوچه زندگی هر عابری و هر عبوری نشانه ست ... دیگر تمام کوچه اینرا میداند پس هرزمان عابری گذارش به کوچه می افتد چشم هایش را بُراق میکند ، و ششدانگ حواسش را جمع میکند که هم نشانه را دریابد هم راز و رمز عبور را، تا دست آخر پس از عبور ان عابر، دریچه ای بیشتر بر کوچه گشوده شده باشد و نوری بیشتر دل کوچه را روشن تر
این ست که حتی اگر به نظر برسد عابر نه از اهالی این حوالی ست و نه از جنس عبورهای پیشین ،بازهم کوچه بی اعتنایش نخواهد شد و دست خالی رهایش نخواهد کرد

عابری میآید از سر افتادن به بیراهه ای که گذرش به کوچه رسیده اما کوله باری با خود دارد که سرش را گشوده، تمام فضای کوچه را عطری فرا میگیرد .. حرفی جدید دارد که وامیدارد هر شنونده ای را گوش فرا دهد ، تعمق کند، تمرین کند و بیاموزد زندگی رنج هایی دارد که گاهی بی انکه دراجبار باشی پذیرایش میشوی  .. ومیدانی باعث بزرگ تر شدنت میشود
صبوری و سازش رمز این عبور ست ... انقدر که در زمان خود غوطه ور بودیم فراموش کرده ایم زمانهای بعد از ما چه خصوصیاتی دارد و ادمهایش چگونه اند
چشم برهم زده ایم و از نسلی فاصله گرفته ایم که نبض امروز در دستهایشان ست و تفکراتشان از جنس دیگری ست
برای انکه در زمان خود باقی نمانیم خوب ست که از این عبورها هم بهره ببریم
و درجریان رودی قرار بگیریم که مسیرش تا دریا ،تفاوت بزرگی با مسیر ما داشته است


نیلوفرثانی
24شهریور 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢٤ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody