حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

باید از این پاییز بروم
باید دست هایم را از گرداب این طوفان برگ ریز به سمت غوغای سبزینه های گرم بردارم و بروم
باید قدم هایم را از این جاده ی بی انتهای حزن آلود به جهانی سرشار از رویش و تازگی ببرم
باید بروم، این پاییز اگر دست هایش تهی از آمدنت باشد دیگر نوید ِهیچ بهاری آرامم نخواهد کرد و هیچ بارانی تازه ام
اگر مشام این پاییز ، لبریز از عطر تو نشود ، آوای ِ بی شکیب رنج، طنین انداز جهانم خواهد بود تا ابد
اگر در دل این پاییز ، نه مهر گیـاه تو باشد و نه چشمه های حضورت ، مدفون هزار آه حسرت خواهم شد و این خاتمه ی تمام حرف های نگفته ست
تا مهر باقی ست ،برای تو شعر خواهم گفت  حتی اگر جاری در سکوتی ممتد باشد

باید از این پاییز با دست های تو بروم




نیلوفر ثانی
15 مهر

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/۱٤ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody