حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام

آسمان دلم تاریک ست
ابر
پشت ابر
پشت ابر
نمیبارد

  نیلوفر ثانی  

 

درحوالی کوچه زندگی ،گمانی از ماندن عابر کوچه نیست ،هرعبوری راوی قصه ای ست و چو به برگ آخررسید در گذار خود تمام میشود و کوچه میماند و راز آن عبور..

سخت نیست اگر هر سلامی به وداعی سرانجام میشود که اگرغیراین بود نه عبورهای دیگری بود و نه مکاشفه ی رازهای بیشتری

باید که بیایند و بروند تا کوچه لمس کند هرسلامی را طعمی ست که تا چشیده نشود ،روشن نمیشود ذهن تارگون کوچه وتا برق نگاهی را نبیند درخشش آفتاب ناک تعلق را تن پوش خود نخواهد کرد 

بیمی نیست اگر عابری پس از آمدن ، لب به رفتن میگشاید که کوچه پس از اینهمه عبورهای مکرر اینک نیک میداند کوچه است و ذات عبور آن وتا دنیاست این مرور ها پایدارست ..وتنها لبخندی و قدردانی لحظه ها بدرقه عابر میکند والبته تا همیشه رد گامهای عابر بر تن کوچه میماند..

اصلاکوچه دیواری دارد که نام هرعابر برآن حک میشود و هرکدام را رنگی و رازی ..و رنگ دلتنگی بیش از همه خودنمایی میکند ...

اینست که کوچه استوار میماند و نه از رفتنی میلرزد و نه ازآمدنی شادوش بی حد.. جزانکه رفتن ها نه به اختیار عابر و نه به اقتضای عبور ،تنها فرو رفتن در دست نیستی باشد که بار اندوه دارد و غربت دل ..

و کوچه چشم براه عابری ست که اینبار که بیاید ، دلش چنان گرم ماندن شود که برگ اخر رفتن را به اخرین برگ درخت این کوچه پیوند زند ..و نفس در نفس های کوچه راز های گذار زندگی را بازگشایی کند زندگی که خود در حال عبورست ..و تا باقی وجاریست میبایست لذت درک و حس لحظه هایش را از دست نداد و تا امتداد نفس ، در سیال وجودش سیر کرد..

 

نیلوفرثانی
پانزدهم آبان
93

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٤ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody