حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامــ ِ

به هوای چلچله امروز
نزدیکم
وبه تماشا
لب پنجره ی حوصله
بیدارم

نیلوفر ثانی

ازخاک برآمدیم اما در جانمان هوای پرواز بیداد میکند
دست به دامن عشقیم شاید پایمان ازین ریشه گیری در زمین ، جدا شود
و تا آن زمان که درونمان طعم خوش پرواز را بچشد ،
به واژه ها بند میکنیم تمام غربت مان را
و حرف میزنیم با چشم های ِدیده به راهمان

ما آشنای ازلی و ابدی ، راز های مشترک داریم
ما خواسته ایم غم تنهایی را ، به شبگردی ماه و عطوفت برکه ، پیوند بزنیم
سر برآریم از انزوای خویش و به نام نامی عشق ، پذیرای دلدادگی باشیم
این ست که اینک ، در لابه لای تمام هیاهوهای زندگی
به تماشای هم نشسته ایم  و بر لب پنجره ی کوچه ی هم، آمده ایم
و مومنیم به این لحظه های اکسیری ، به این آشنایی های تقدیری ، به این پایبندی
آری حرف کمی نیست وقتی  هنوز به همدردی ، امیدواریم ...

نیلوفر ثانی
نوزدهم آبان نودوسه

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٩ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody