حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

 ابر سـایه انداخت بر کوه
      انبوه ِتنهــایی
            بـاران شد و بارید  

 
                      نیــلوفر ثـانی

سایه ات را بر سرم میاندازی ، و دستانم را میگیری، چه حال خوبی ست که سرم به ساحت عشق نزدیک باشد . دست برآورم وُ به سقف آسمان ِ مهربانی برسم

چه حال خوبی ست نگاه کسی هماره کنارت باشد ، بی اخم و بی تکدر ، تنها با لبخندی که آرام بخش دل پر آشوب باشد و تسکین رنجوری ها

چه حال خوبی ست نزدیکی به یک عظمت ، به وفور آرامش ، به وسعتی که درآغوش میگیرد تمامم را

باتو بودن خوب ست حتی اگر دور باشی ، حتی اگر فقط لمس باران مهربانیت  ممکن باشد .. حتی اگر تنها عبوری باشد کوتاه و بی بازگشت ...

آمدنت لحظه های خوش را معنا میبخشد و بودنت امتداد شادی هاست
تا مجال ماندن داری دست هایم را نگه دار ،بگذار ردّ شاپرک احساست ، بر سرانگشت هایم ، حک شود


نیلوفر ثانی
شانزدهم آذر 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody