حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامـ ِ


صبرکن ...اندکی بیشتر بمان

پر بودم از جهالت ِدرک ِتمام‌‌َت
و آرزویم آغشتگی عطر تو بود و فهم ِبند بند ِوجودت
دست می ساییدم بر هر آنچه نشانی از تو داشت شاید
ردّی از تو بگیرم
و تماشا میکردم هرچه نقشی از تو داشت شاید
به رنگی از تو برسم
در محبسی از خود ، زجر ِاسارتی کشیدم ،زخمها خوردم ،دردها چشیدم ،تا رها شوم
رها شوم تا جزیی از تو شوم  ، تو شوم که معنای تمام هستی ، جمع در توست
و راز آفرینش انسان ، مکاشفه با تو
تورا که گفتگویت ، معنای شعر و حضورت ،اتفاق ِازلی ست ..
تورا که راه بلد تمام احساس هایی و کارگشای ِتمام گره ها ...
تورا که عمری در جستجویت ، به سرزمین واژه و حیرت رسیدم و درتقلای داشتنت به دریا
تورا که لبریز ِرویایی و حقیقت از تو آغاز میشود
آرامی و بی قراری از تو نفسگیر میشود
تو که  ممکن ِبرگشت به زادروز نخستی
وموسم عهد ِمرحمت
توعبوری از تاریکی و طالع روشن ِسرزمین خستگان
آواز ِپندار تحسینی و حلول بی مهابای ِلذت در هوشیاری شادمان
تو بشارتی به عنان ِآرامش و پیامبری به وحی ِمقام انسان
تو زاده از نوری و آئینه ی عریانی احساس

تو ریشه ای در امید و شعله ای در خاکسترِ زوال 
ازتو جان میگیرد خاک در امتداد باران
شب در حریق بی وقفه ی مهتاب
ومن از تکرار مردن ها

من راوی ِ سکونی مطلق به دامنه ی تو رسیدم ، برفراز ِتو ،سر برآوردم بر آستان ِجان
وفرود آمدم به دشت ِعطرآگین محبت ... معطر شدم به هرم نفس های تو و وصل شدم به وصیت ِپنجره ها
و درمن نسیمت وزیدن گرفت
و دستهایم پناه پروانه ها

پرنده ای درمن پرکشید و نام تو پژواک پرواز
رود شدم و فرجامم گستره ی دریا

اینک که حق کلمات را از تو قول گرفته ام و رویش نیلوفران را به تنهایی مرداب ،
صبرکن ...اندکی بیشتر بمان

بمان که مستی ِ نگاهت به خماری ِجانم برسد و شعله های ِ پاکت به اندود ِاندیشه و ذات ِتقدست به اعتلای روح
که باتو میشود زندگی را در معنای اشتیاق خود قرائت کرد ونفس را به درگاه ِاین رفت و آمد ،بخشید
باتو میشود بوسه بر پیشانی زمان زد و در هزاره ی ممتد ، گم نشد 
زیر چتر تو میشود خواب های بی افق را تعبیر ِدانایی کرد و لحظه هارا رازدار ِابدیت
با تو میشود زنده ماند و تا جهان باقی ست در رگ های تمام هستی جاری بود ...

صبر کن ای عشق
اندکی با من بیشتر بمان ....


نیلوفر ثانی
هفدهم بهمن 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱٥ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody