حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

من از فرجام یک رویا ترسیده ام
وقتی پا به پای ستاره ها
شب را گریسته ام
و طلوع را به زعم ِ روشنی بخشش
در گلوی حنجره ی خاموش بلعیده ام
من از لمس یک حادثه  
از فروغ ِاتفاق دیدنت
میترسم
که دستهایم به پروانگی ها عادت نکرد
و تمام شدم در پیله ی حسرت ها .. دوری ها

من به شم ِآئینه  ، تنهای‌َم
و عطر بودنم همان هق هق ماه در پناه پنجره ها ست
این کوچه سالها،متروک ست
و عشق دری را به تجلی نمیزند
من از لمس تحقق یک رویا ترسیده ام
من از داشتنت ....


نیلوفر ثانی
نوزدهم بهمن93

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱٩ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody