حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

از زخم
از رخوت ِبیم
از جراحت روح

من از تلالوی ِاتفاق ِنیــلوفر
در صحن ِمرداب
گذشتم

از طعم ِرویا
از مزامیر ِپنهان ِشب
از سِحر ِستــاره

من از عبور ِمردمک های خورشــید
برتن ِســیال ِبرف
گذشتم

از راه های بی نشان
از سودای مبهم آزادی
ازلمس ِمعطر خاک

من از حاشیه ی نا امن ِجنون ِحرف
گذشتم

از دهلیز ِدرهم ذهن
ازقانون ِبی رونق قرن
از هجوم ِ بی وقفه ی ِتکرار

من از فراسوی ِافق های آزمند و بی مرتبه
گذشتم

ازاختیار ِآب در مسیر دشت
از دل دل کبوتر در عبور شهر
ازرقص قاصدک در دست باد

من از شریان ِسرگشتگی و عزم سکوت
گذشتم

ازنبض پر طپش ِشعر

از هیاهوی ِشور
از بی قراری عشق

من درعزیمت ِمطلق
هربار، هر عبور
هرچه گذشتــم باز
به چشــم ِتو رسیـدم

راه برگشتی نیست
این جای ماندنی
این حال دیدنی
من به ستون نگاهت
میــراث شکفــتــنــم..


نیلوفر ثانی
بیست و نهم بهمن 93

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody