حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ...

میبوسم لب هایت را
و جهان
خاموش ِنجوای عاشقانه های بوسه میشود
که بی هیچ کلام
که بی هیج آغشتگی ِمرموزانه ی حرف
که بی هیچ اغراق ِاجباری
نزدیک ترین به تو
از عشق میگوید

به اشارتی از جنس نور
که میپاشد به اندرون ِتاریک ِتنهایمان
به قرینه های دوخته ی ِمشترک
به تلاقی ِعنان و اشتیاق
به خواستن ِمصرانه ی طعم ِشهدگون
به حرفهای ناگفته ی بسیار
و ظهور هزار مصرع ِبداهه ی ِردیف ِشعر
و بی پردگی ِاحتیاط های ِدیوار

 

دریغ که ازاین رهگذرِ زود هنگام ِگذشت
جز طعم همین بوسه نمی ماند
جز همین خاطره ی ِوسوسه انگیز ِسالها
همین یگانگی ِاحساس ها
و زمان در گمگشتگی مخفیانه ی حسرت انگیزش
جز در تجسم آن لحظه
پرفروغ نمی ماند

میگذرد و روزی یادت خواهد آمد
یک خاطره ی بوسه حتی
به هزار روز زندگی بی رمق می ارزد
به هزار بیهودگی ِعادت نشین ِتکرار

میبوسمت و در دلم
نیلوفری در مرداب
برعشوه های باد میرقصد..



نیلوفر ثانی
نهم اردیبهشت 94

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٩ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody