حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ...

دریغ از سیاهی تنهایی
که با تو اسیر روشنی میشود
و کام آرزوهای محال
چه گوارا

 بی تو چقدر خالی ام
حتی از سکوت ِسنگ
از نجوای رویش ِسبز
از تقلای ِشب پره ها
از آمرزش ِمدام عشق

و باتو چه سرریزم
از شعله های شرر بار اشتیاق
از عبور ماه نشین ِشب
از تماشای شکوه ِ سرو
از شراب کهنه ی چشم هات

باتو که از یاد نرفتنی
از حرف نگفتنی
از کلام و واژه نمیشود رها شد از سرودنت
نمیشود پشت کرد به اینهمه اتفاق شاعری

 ساده میشوم
برای عبور از لب هایت
که طعم زندگی میچکاند
به جان خسته ام
وهوس انگیز پر میشود
مزه مزه ، از عشق
ذائقه ی دلم

فریفته میکنم این لحظه را
 مفتون بودنت
لبریز تو
که دراین بی اعتباری
تنها کسری از یک خاطره نباشد


نیلوفر ثانی
بیستم اردیبهشت 94

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٠ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody