حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ...


از عشق برگشتم
چیزی درقلب ِمن
لکنت داشت
پر بودم از تداعی ِتکرار
عشق
جسارت جنون میخواست

از عطر ِشعر لبریز
از گرده های یاس ِوحشی
سرشار
مجذوب ِروی ماهی در دل
حادثه ناگه رخ داد

 عشق وسوسه آلود ست
جان و جنون وخون میخواست
در من اندوه خاطره ها تکرار
عقل از جای خود برخاست

از عشق برگشتم
بی بال و زمینگیر و سرد
درمن رد هزاران زخم
درمن فوجی پرنده در بند

در گوشه ی تنهایی
کنج آرامشم اینجاست
چیزی در قلب من
لکنت داشت
این حال
یک معجزه کم داشت


نیلوفر ثانی
27 اردیبهشت 94

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٧ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody