حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ....

هیچ چیز نگو ... حتی کلمه ای ..
بگذار زیر آسمان ،ماه ، شب و هرچه ستاره ، همین لحظه را سرشار از حضور یکدیگر شویم
در سکوت به گوش جان هر آنچه از بودن ست ، بشنویم
بگذار تورا درهر نفس درخویش پر کنم ،تو را ببویم و در شناوری این لحظه ماندگار شوم
نه عشق میخواهم نه حتی تملکی ...تو را دراین لحظه که تمام برای من ست میخواهم
همین بودنت در کنار حالم ، رویایم ، احساسم
همین آرامشی که از وجود تو دارم برایم کافیست ...گاهی زیاده ِخواستن ، نابودی موثری در هرآنچه موجودست میشود ..نه، برای من ویرانی های پیش از این کافی ست
واینک فقط برایم همین حضور زیباست حتی اگر بی هیچ کلامی ، بی هیچ تماسی بی هیچ اقراری ،سپری شود ..
همین که میدانم در کنارم نشسته ای و در اعماق سکوتمان حس مشترکی وجود دارد برایم ارزشمندست
همین که میشود تورا شنید ، حس کرد، نفس کشید، بی فاصله ،بی اندوه جدایی ، لذت بخش ست
خوب ست این لحظه از آن ما شد
همین رویایی که جان گرفت ، همین انتظاری که تمام شد ..
همین بودنت شاید فقط برای همین لحظه ها ... همین دلخوشی ِ بسیار
خوب شد که آمدی ... خندیدی ، نگاهم کردی ، ماندی به قدر اندکی
حتی اگر دوباره بروی ، نمانی ، ندانی ...
برای بعضی احساس ها نامی نمیتوان یافت نه در محدوده ی آشنایی ست نه در وسعت عشق ... جایی ست شاید ماورای هردو ... حسی که عمیق ست و خاص ... دوست داشتنی که فارغ از تمام قواعد ست ...و سرشار از خلوصی بی همتا
بی هیچ توقعی ،بی هیچ تصاحبی ، بی هیچ دغدغه ای
ذره ذره جمع شد تا به این آن رسید ،آنی از آن ما


همین چند لحظه سکوت و من و حضورت برای دلتنگی هایم
همین نوشیدن ناب چشم هایت
همین غرقه در لبخند پرمهرت
همین بودن ...
همین لحظه ی ِ ناب ِبودن ...


نیلوفر ثانی
16خرداد94

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٦ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody