حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ....

چه با شتاب آمدی! در زدی.
گفتم: «برو!» اما نرفتی و باز کوبه ی در را کوبیدی.
گفتم: «بس است برو!»
گفتم : « اینجا سنگین است و شلوغ. جا برای تو نیست.»
اما نرفتی. نشستی و گریه کردی. آن‌قدر که گونه‌های من خیس شد...
راز - مصطفی مستور


دوست داشتن سخت ست ... که تنها تر میشوی ، که حساس تر ، که غمگین تر
وهرچه بخواهی از دست دوست داشتنت فرار کنی ، باز جز به خودش پناهی نیست
زبانت قاصرست برای گفتنش هرچند تمام وجودت حنجره ای میشود برای فریاد دوست داشتن ، و قدم میشوی برای بسویش برداشتن و بال میشوی برای پرواز تا اوج ها و آتش میشوی برای سوختن
دوست داشتن سخت ست .. که تنها ترمیشوی نه طاقت دوری ،نه توان نزدیک شدن
بلاتکلیف و معلق میمانی .. نه میتوانی بگذری از مهرش نه بدستش آوری که بترسی با تصاحب تمام شود هر انچه رنگ خلوص ناب داشت و عشق دود شود برود به خاطره ها
دوست داشتن سخت ست ... وقتی در نگاهش فقط لطف ست وقتی حتی بری ست از تعلق ، و هراسناک از عشق و تو باید رضایت دهی تنها از دور تماشایش کنی
و او حتی نداند بی او لحظه هارا چطور با رنج میگذارنی
این حکایت دردناک دوست داشتن ست که اگر بداند بندی میشوی به پایش و اگر نداند درخویش، مدفون احساست ..
فاصله هارا رعایت کنید از خط دوست داشتن گذشتن تاوان سختی دارد ...


نیلوفر ثانی
25 خرداد94

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٥ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody