حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

شبیه یک خواب بعد از ظهر
بیدار میشوی و میبنی
درهمان دنیای  پوشالی تنهای ِتنهایی ...

نیلوفر ثانی

من از قرار تو بی قرار ترینم
من از لبخند آرام تو ، موج درموج طوفانیم
من از تماشای ِیک منظره ی بکر مدهوشم
تو از تلالوی ماه ، بی تابی
من بدنبال نگاهی از تو به مهر ، به عشق ، به جنون شیدایی
تو در انکار فلسفه ی عشق درتلاشی
من فریفته ام تمام حواسم را به چشم های روشنت
تو دور میشوی بسمت خاطره های تلخ گذشته ات
و صداقت ِرویای اینک را به باد ِرهگذر میدهی
اینجا کسی ست که در اعماق نگاهش نشسته ای
در لایه های روحش پیچیده ای
و پروانه ی جانش را از پیله درآورده ای

حواست باشد ستایش ِتو اغراق ِ زبان نیست
و دامی به بندت
حرف یک دل تنگ ست
که دوستت دارد ...


نیلوفر ثانی
12تیر

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱۱ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody