حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ..

چگونه فرو خورم این خشم را
که لابه لای جانم نشسته ست
برپوست ِجهان هرروز
خراشی دیگر می افتد

وچروکی دیگر
بر جبین ِدلم
امیدی به فرجامی خوش نیست
تمام عیسی ها مصلوب
واسماعیل ها گلو بریده، بر صحن امتحان
و سرخی خونی
که دامن قرن را گرفته ست

وگازهای خردلی که از فریاد چنان میترسند
که چشم هارا میگریاند
مامدفون رنج های هزارساله ایم
نه آن ناجی که از پس دردها برخیزد
نه معجزه ای که زیبایی را برگرداند
ما درسیاهی مطلق ِ جبر ِسرنوشت
غوطه وریم
وخواب میبینیم روزی
برتفنگ ها و دست ها
گل بروید
و در بیداری
بوم هزار رنگ سیاستمداران میمانیم
..

نیلوفر ثانی
19 تیر 94

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٠ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody