حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ...

هربار که میگویم خدانگهدار چیزی ته دلم فرو میریزد ...
واولین حسی که تمام وجودم را میگیرد این ست ، شاید این بدرود ابدی باشد ...
شاید همین لحظه که میروم دیگر هرگز برنگردم
شاید دیگر سلامی نباشد و حتی کلمه ای ... هیچ جنبشی و هیچ نفسی ..
تمام شود هرچه تاامروز نامش زندگی بود و بعد از آن در لحظه ای هرچه بماند تنها یک چیز باشد
مرگ ...سکوت .... نیستی ...

انسانی که غرق ست در هستی و نیستی ِخود ، تنهایی ، مرگ و پوچی ...
وهرچه بکوشد بازهم به آنها برمیگردد

برای رفتن هیچ وقت دیر نیست اما کاش وقتی میرویم اثری هرچند کوچک باقی بگذاریم .. ردی از حیاتی که روزی وجود داشت ...


نیلوفرثانی
1مرداد

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody