حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

کسی دست مرا گرفت و به ساحت چشم های تو برد
کسی مرا به انبوه ِ یک خواستن سرازیر کرد
کسی مرا به آمین ِشعر خواند
کسی مرا به عیش اردیبهشت برد

کسی درمن نام تورا
تکرار کرد
تکرار کرد
تکرار کرد


برخاستم به راهی ِراهی که لبریز از تماشای ِعشق بود
به قصدِ رسیدنی از شاهراه ِاردیبهشت
وپیوند پاییزی تا بهاری ماندگار
موسم ِتعلق رسیده بود ومن قدمهایم را برداشتم
از سر سنگهای میان مسیر
از کلوخ های ِپیش پا
من تن ساییدم به آفتاب ِروشنی
به زمختی ِسختی ِراه
به شوق ِپروانگی
به امید ِاصالت ِتبار

برخاستم و درجستجوی ِنام تو برآمدم
و رد ِنگاهت را نشانی گرفتم
هرآنچه میرفتم پایان راه پیدا نبود
سینه ام شکافتم
تو درمن هزار هزار جوانه بودی
منی دیگر نبود
تمام مرا ریشه دوانده بودی ...


نیلوفر ثانی
دهم آذر94



نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/۱٠ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody