حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ ...


گفته ام میشود کسی را چنان دوست داشت
چو ماهی در برکه؟
چو پرنده ای بر درخت؟
چو نگاهی به شوق ؟

گفته ام میشود از فاصله ها رد شد؟
از خط ها ،مرزها
بی دلواپسی ِلبالب ِ از دلهره های بسیار
لب ِیک چشمه نشست و تازه ، تَر شد؟؟

گفته ام میشود
ازتو یک پنجره ساخت؟
رو به ایوان دلی مشتاق
رو به یک منظره ی ِآبی ِ بارانی
رو به یک حال ِخوش ِ بی پایان ؟

گفته ام میشود از مهر طنابی بافید
تا در صحن خوش ِ عشق
بی مهابا ،تابی بخوریم ... ؟

گفته ام اما کو گوش شنوا
باز ماییم و یک دل تنگ و قرار ِتنهایی...

نیلوفرثانی
19 بهمن94

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/۱٩ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody