حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ...

ابرها می آیند
تورا می بارند
ومن طعم عشق را
از خاک گرفته تا دریا
از شمال گرفته تا جنوب
در خویش وسعت میدهم
درخویش می گسترانم
درمن گندمزاری به
نشان ِپریشانی ِموهایت
راز غفلت را هزار بار نجوا میکند
کدام ترس
کدام هراس
من تسلیم به تیغ
به قربانگاه ِ ایمان میروم
بگذار بیازمایم دل را
که منظور عبور از طوفان
عافیت ِرسیدن
به ساحل ِامن ِآغوش توست
که منظور از این هیمه ی آتش فروز
گلستان ِروسپیدی
به عشق توست
من به جهالت جهان میخندم
که مرا تنها میبند
حال انکه درمن
وفور تو دارد از چشم هایم
از دست هایم
از شعرهایم
بیرون می ریزد
من که برخاسته ام به عصیان ِخویش
اینبار به رسالت ِچشم های تو
تا همیشه مومن میمانم



نیلوفرثانی
یازدهم خرداد95



کانال شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/joinchat/AWMMmDvdFrwCrMDP9wXzHw

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/۱۱ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody