حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ

هان چه  صبوری؟
چه سکوتی؟

من از بند ِ هزار توی سکوت
به آواز تو رسیدم
من از کنجِ تلاطم ِسوختن ها
به خورشید ِ نگاه ِتو رسیدم

چه صبوری؟
تاوان هزار عصر ِخاموشی
در سینه ی من
بسیار بسیار
تعبیر هزار سوگ ِ رویا
در چشم و نگاهم
تکرار تکرار

چه صبوری ؟
من تشنه ی آن راز مگو
بی تابم
من در وسوسه ی ِباد شمال
ویرانم
من پر زده ام
به بام ِآن سوخته سرا
من لب زده ام
به شوکران ،جام ِبلا


حالا تو بگو
در محضر این شمع وچراغ ِدانایی
در ساحت این فروغ رویایی
در شوق ِرسیدن به تماشای ِجنون
در سرخ شدن
پیش ِنگاه ِدل ِخون
من چه کنم
صبر ندارم
نتوانم
نتوانم



نیلوفر ثانی
27 خرداد 95

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/۳٠ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody