حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام ِ...

هان! همین میشود
که از نجوای ِسرخ ِپیشامد ِیک دیدار
ترنم ِخوشرنگ بهار
سروده میشود

همین میشود که سطور ِبی حاشیه ی عشق
به متن ِروشن ِدل
نگاشته میشود

آری همین هجوم تجلی نور و آئینه
دست می برد تا عمق لحظه ها
وهرچه سیاهی و تاریکی
به شوق ،زُدوده میشود

من سرسپرده ی ِنشانه های شریف ِهر اتفاقم
من پَرسه جوی ِآدم و هستی
به اعتماد یک باور در جستجویم
من تسلیمم در مسیر یک بودن
همان دستی که مرا بسوی خویش میکشاند
و لبخندی که درمن
یأس را می میراند

من از تبارِ آغازم
تا فرو افتم از جوشش ِیک موج
با اشاره ای دوباره
می آغازم

من از تبار چشم های ِتوام
هرکجای زندگی که باشم
با تو "خورشید" را
همیشه می سازم

نیلوفرثانی
2تیر95

نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/۳ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody