حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام خدا

 

گاهی میشود گم شد ، میشود در هیاهوی آدمیان غرق شد و هیچ شد ...

میشود فکرکرد که در برابر بزرگی دنیا چقدر کوچک و حقیریم ...

و در برابر عظمت کائنات ذره ای کوچک و خردیم .....

گاهی فکرمیکنیم بودن و نبودن ما هیچ تاثیری در روال جاری هستی ندارد ...باشیم یا نباشیم چیزی تغییر نمیکند ...

اما در نهایت گم شدگی در نهایت این حس کوچکی ، ته دلمان ایمان داریم که حضورمان بی جهت نیست ...پس نمیتواند بی ارزش باشد ...

اگرچه کوچکیم اما درونمان انقدر بزرگ است که نبودمان هستی را تکان میدهد ، وزنه ی ان ، تعادلش را از دست میدهد و انگار چیزی کم شده است ......

 


گاهی میشود رها شد از خود ، از زندگی ، از دیگران ، از وابستگیهای جور واجور دورو برمان برای اینکه بتوانیم دوباره به این باور برسیم که وجودمان چقدر مهم است و افریدگار ما عاشقانه مارا رسالتی داده است که باید انجام دهیم ....

 


و این دوباره روح تنها و زخمی مان را از نو میسازد ....و زندگی ادامه دارد ....

 

ن.ثانی(شباهنگ)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody