حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام او

و شبی دیگر که سایه تاریک  تنهایی همچنان آوار شده برتمام امیدهایی که هرروز میتابد و غروب جان میبازد فکرمیکنم چند صباح دیگر بگذرد تا عادت کنم میشود زندگی را همینطور که هست دوست بدارم و خاموش کنم تمام شعله های آتش زن ایده ها و رویاهایی را که از خودم توقعشان دارم و فراموش کنم زندگی را باید بسمتی ببرم که دوست دارم هرچند امکانش ضعیف و دستانم بی کمک باشد

 خم میشوم و روی " منَ م " را میبوسم که تا امروز سعی کرده است آنی باشد که میخواهم هرچند سخت گیرانه هرچند محاط شده با باید ها و نبایدهای بسیار و  خطوطی که تا چشم کار میکند قرمز ست

شاید امشب شب برون آمدن از پیله باشد و گذر از این حصار ها شاید روزی برسد که تازه دریابم کیفیت زندگی را اگرچه ما به پیش میبریم اما نفس زندگی چیزیست که همیشه بی دستکاری و تغییر ما وجود دارد و درک آن لذت  بی شائبه میبخشد ...

 

  ن.ثانی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢۸ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody