حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

در حدیث نفس ِ دانستن ، دل شرط ِاول قدم ِ همراهی ست
دست در گریبــان نگاه ِ یک عابر ، راز تماشایی فهــم ِ آگاهی ست 
درپاییــزی که تو باشی کوچه مصفاست به عریانی ِ یک رویش نو ،
از سر ِ معرفت و عشــق ، لب بگذارد بر لب یک جوشش نو 
تا تو باشی این کوچه نگاهش لبریز ست 
عطر ان پیچک ِ خوشبوی حیاط خاطره ها
تا ابد بر دل ما سرریز ست
تا توباشی  همره ما
بر سراپرده ی دل نام یک واقعه ، شیــرین ست
تو مرو از سر بی حاصلی ِ رنج و نبود ِ باران
که تو خود بارانی
که تو بر کوچه ی ما ، چو نسیمی با مهر ، در هیاهوی گذرگاه همه عابرها
در پریشانی گیسوی ِ من ِ تنهــا
چو حضوری یکرنگ میپیچی
تو بمان
راز اقاقی باتوست
عطش کوچه به باران نگاهت بند ست
و همین خوب ترین رگ خواب ِ اهالی این گذر خواهد بود


نیلوفر ثانی
12اذر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٢ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody