حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

 

درگذر کوچه ی زندگی باید فرقی باشـد بین انکه می ایستــد ،نـگاهت میکند ،دسـتت را میگیرد تا آنــکه بی هیچ درنگی عبور میکند ..
کسی که می ایستد و نگاهت میکنــد ردی از یک آشنــایی دیرین را میگیرد ، آشنایی که تا پیش از آن ، دراین دنیای خاکی رخ نداده ،دیداری نبوده ، ارتبــاطی نبوده اما بوی عطر آشنایی پرمیشود در فضای بین تان ...و ناخوداگاه لبخنــد رمز گشایش این آشنایی میشود ...وکششی که بی اراده شما را بسمت و سوی هم میکشــاند ...

بین کسی که می ایستد، نگاهت میکند، زمانی باتو میماند با کسی که می ایستد نگاهت میکند و تورا زندگی میکنــد هم ، فرق بسیاری ست ....

کسی که تورا زندگی می کنــد پنجره ای رو به فهم دل تو باز میکـــند تورا آنچه هستی میفهمد به تمام بودنت عشــق میورزد و هرانچه از توست  را میپذیرد ...او در لحظه لحظه هایش ، در خیــال و یاد تو ، تنگ در کنارتوست ... وازاین حضورحظّ بی وصفی می برد...

کسی که تورا زندگــی میکند ، هیچ گاه ردّ تورا پاک نمیکند حتی اگر دوری و فاصله  سالهای زیادی را درخود بگیرد .... حتی اگر نزدیکی و مجاورت از میان برداشته شود...


بودن کسانی که تورا فهمیده اند و  زندگی کرده اند، پنجره های قلبت را گشوده اند و بر اندیشه ات بذر اگاهی کاشته اند، غنیمت بی همتایی ست که چون عشـق از اتفــاقات شیرین ماندگار ست

 

نیلوفر ثانی
13آذر 92

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۳ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody