حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنام او

عجب دنیای غریبی است . در حوالی کوچه زندگی هر چه روزها رو بیشتر جلو میروم بیشتر به پیچیدگی کار این دنیا پی میبرم گویی در هر نمایی از چهر ه اش رازی گره خرده است و انهم گره ای که به سادگی باز نمیشود .این دنیا مارا به خود به کجا میخواهد ببرد ؟چقدر مقاومت، مگر میشود در برابر این سیل خروشان و پر قدرت ایستادگی کرد؟مگر میشود راه خود را رفت و بی اعتنا به کار دنیا بود؟ این دنیای غریب مارا با چه چیزهایی رو برو میسازد که حیرت زده می ایستیم و مات و مبهوت نگاه میکنیم ....و بیشتر حاصل این حیرتمان اندوه و غمی سنگین چیزی دیگر نخواهد بود.

میدانم کمی مبهم گفتم اما بعضی حیرتها راهم نمیشود راحت گفت ....

عجب دنیای غریبی شده است....

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٦ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody