حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

 

درعبور از کوچـه های زنـــدگی به جدایــی های زیادی برمیــخوریم...جــدایی از کسی ، جایی ، شی ای ..

هماره انســـان در برابر جدایی ها از خود مقـــاومتی نشان میدهد چرا که جدایی، بنوعی
اضطــراب درونی ایجاد میکند ، نوعی از دست دادن که در عمق آن بیشتر شدن تنهـــایی ست....حتی اگر تنهایی فقط به میزان نبود آن موجود باشد ، و برای دوری از ان تنهایی وان اضطراب پردغدغه تلاش میکنیم سدی در برابر جــــدایی باشیم اما گاهی هرچقدر سعی کنیم از جدایی ها دوری کنیم اما بازهم یـک به یک رخ میدهند.

گاهی آنقدر در عبورهایمان از جدایی ها ظرف مان پرست که دربرابر رفتن کسی که چندان هم نزدیک با ما نیست و یا دور شدن دوستی و یا سفر اخر آشنایی ،لبالب اندوه ، اشک درگوشه ی چشم مان مینشیندو دلمان میگیرد
جدایی رســمی ست که نمیتوان مانعی برای آن شد گاهی هرچقدرهم بخواهیــم بازهم در حیطه ی اختــیار مانیست و نهایتا باید در برابر آن قرار گیریم ...و این هجوم بی وقفه ی تنهایی در عــصری ست که انــسان گرفتار خوداگاهی ست که میداند در جهان هستی بی پناه میماند

"اریش فروم میگوید : جدا بودن بمعنای بریده شدن ست بی امکان ِ استفاده از
نیــروهای انســانی ام ....بنابراین جدابودن به معنای درماندگی و
ناتوانی در درک فعالانه ی اشیا و افراد حهان ست ، بدان معنا که جهان قادر
ست برمن بتازد بی آنکه من توانایی واکنش در برابرش را داشته باشم "


درعبورهایم، رنج ِ تحمل جدایی های سنگینی برده ام ، چه خود باعث جدایی شویم چه برما حادث شود، این درد بزرگی ست که تا زمان رویارویی ان ، روشن نمیشود جــدایی از کســانی که نقش مهمی در زندگی دارند ، تلخ ،اندوه بارو سخت ست کاش تا احیای دوباره ی نیروی درون ،جدایی های کمتری اتفاق افتد

نیلوفر ثانی
18آذر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۸ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody