حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

بادهای تند میوزد و باران های سیل آسا .... اما تن کوچه نمیلرزد ... دل ِ کوچه قرص به استقامتی دارد که تاوان رنج های بسیار ست  و استواری ِ سخت در کوران حوادث

هراز گاه عابری می آید که جنس دلش نه شیشه ایست وُ نه روشن ... نمیماند ، درنگی حتی ...که میداند ذات کوچه به پاکی و روشنی ست ... هرآن تاب ماندن دارد که دلش را آئینه ی مهر کوچه بداند و تحسین  تازگی هوایش را

هرکه اهلی این کوچه نبــاشد ، ره خود میگیرد و میرود و هرانکه میمــاند سنگ فرش کوچه را حتی ، به ستایشش میبیند ...

این رازی از عبــور و این گذرست .... که میداند بر قدم هر عابری چه پیشکش کند و حضور هر حاضری را چه قدری بداند

گرچه عابران اندک و کوچه خلوت ست اما لذت تماشای بحق هرکدام ، حظ کاملی از عبور ست .... دست های کوچه هماره آغوش گشوده بر انکه چون عشقی ازین گذر میگیرد .... هزار مرتبه مهر ، با ابردل بر، کوچه میبارد

وانگاه که زمان عبور به پایان رسید .... نام حک شده ی عابر را بر سردر آن خواهد نگاشت ...و عزتی دیرین و  آرزویی شیرین بدرقه ی عبور ش خواهد کرد

آخِر کار ،جز کوچه و هزار خاطره از عشق باقی نخواهد ماند واین داستان تمام کوچه های زندگی ست

نیلوفر ثانی
21آذر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody