حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

ایستــاده ام به نظاره ی کوچه که در آخرین روزهای پاییز چگونه عریان و سرد در چنگ زمستان فرو خواهد رفت وهرچقدر عابران گرمی ببخشند اما زود میگذرند و باز انکه باید بماند و خورشید این کوچه باشد، نیست... و دستهای کوچه را گرم بگیرد ، نیست و پناهی باشد در یخبندان ِ سرریز ِ اینروزها ، نیست...
عابرانی که در ذاتشان عبورست وهرچقدر هم کوچه ،تب کند در نگاهشان ، باز بدرودی بدرقه اش خواهند کرد ... وهرچقدر بخواهد ماندن شان را ، باز می روند
این ست که زندگی میگذرد و کوچه در نورماه ، شبها را به تماشای راه و نگاه میگذارند


کوچه هنوز هم چشم براه ست ، چشم براه عابر و بهار ، و پیچک هایی که اینبار نه بر دیوار بلکه شاید بر شانه های عشق ، گل دهد ..

 

نیلوفر ثانی
27آذر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٧ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody