حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

از من و کوچه گریختی وُ گذشتی از فهم ِ دلی که تورا به عظمت ِ دانــایی میخواست نه به عبوری گذرا ... به اعتبــار ِ نگاهی روشــن ، ابدی ..... به عروج ِسایه ی تنهایی که برخاست تا تاریکی حتی مانعی نباشد برای دیدنت
از من رد شدی که دلت به ماندن نبود اما دلم شاد به بودنت و کوچه سرشوق به باریدنت

ندیدی پیچک گل کرده بر دیوار را و شمعدانی هاو یاسهای سرراهت را ؟ ندیدی رقص سپیدارهای کوچه به نگاهت، و طپش های شوق پرنده های ِ رویا را؟
ندیدی نوای ِ خوش مهربانی ِ انگشتانم ، در نوازش گونه هایت ؟ شکفتن ِ دستانم میان دستانت؟ ندیدی دلخوشم به چشم های تو ، زار میزند بر تنم تن پوش ِ غرور ِتو ؟
ندیدی غبار تنهایی بر دلم ؟ سوزش تیر انتظار را در سینه ام ؟
ندیدی شعر می ترواد از تو ، در سماع میشوند واژه ها؟ ندیدی این کوچه و عبور ها ،غبارروبی میشود از خنده ی تو؟
تو ندیدی و رفتی ...واین عبور پیش درآمد طعم تلخ هجوم یک زمستان  طولانی ست .....


نیلوفر ثانی
28آذز

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody