حوالی کوچه ی زندگی

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیم گاهی تلخ گاهی شیرین عبورها میسازند کوچه های زندگی مارا

بنامش

رسم نیست که عیان شویم بی آنکه پیش از آن ، پنهان نگشته باشیم
و آنگاه که عیان شدیم ندانیم و نشناسیم عریانی چیست و نهایت مرزش کجاست 
و چون مرزهارا شناختیم ، دست به درنوردیدنشان برنداریم و از مرزها فراتر نرویم وآنجا که دیگر نه مرزی معنایی ست و نه وسعتی مطلق

و انســان این دست آویز ِ لحظه و آن، گاه برترین میشود به عالمیان و گاه شناورست در زمان و هیچ حدودی را براو محدود نیست ... وهیچ خطی را قادر به تنگا تنگ پیمودنش نیست وگر بخواهد تنها بر یک خط و یک منوال قدم بردارد ، جنبه های زیادی را از رشد خواهد ایستاند و  در اندیشه های ِ ثابت ِ بی ثبات  سرگردان خواهد ماند

رسم نیست ظرفیت هارا بزرگ کنیم پیش ازانکه احساس تنگی کنیم و انگاه که بزرگ تر شدیم به بزرگی فکرنکنیم و حدود بزرگی را در ذهن تعریف نکنیم چرا که جایی خواهیم ایستاد که دیگر نه بزرگی معنایی دارد نه ظرفیت 

و انســان این تلاشگر رشد و جلوه گر بزرگ نمایی ، گاه ورای ِ دل و عقل بزرگ میشود چنان که هرکه اورا لمس نگاه کند پی به بزرگیش خواهد برد وگاه چنان از بزرگی هم فراتر میرود که دیگر نه عظمتی  باو قیاس ست نه نمودی از ان قابل ادراک

خصیصه های شاخص ِ متعالی یک به یک رنگ میبازند و او دیگر صفتی بر آنها نیست ، وحتی ذاتی بر ان نمود ها ...
او دیگر بدنبــال نمایش قدرت نیست بدنبال تحکیم داشته ها
او بربلندایی ست که مرزی ندارد و وسعتی که از او جدا نیست

او  انســانی میشود فراسوی هستی  ، فراسوی تعریف های  مرزدار
او انسانی میشود دست یازیده بر بیــداری  ، این حاصله ی شعور و خوداگاهی



نیلوفر ثانی
دوم دی


 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ توسط نیــلوفر ثانی -شباهنگ نظرات () |

Design By : Night Melody