عبور501


از سمتی مرا می کشید

تاریک وبرهوت

فروغ ِحروف روشنایی

ممکن نبود

و بلندی ِامکان ِپریدن

در دسترس

نه ماه درجوار بود

نه روزنی به ابدیت


کِش می آمدم

به تلخی ِوسعت هر تکرار

و به تعداد ِروز شمار ِانتظار

تکه هایم فرو میریخت

از بین ِانگشت هایش

از فاصله ی بین دو بود ونبودش

از خطوط ِپیشانی اش

و کافی نبود

هنوز طپش های قلبم

بااو بود...


نیلوفرثانی

10خرداد 96

/ 0 نظر / 25 بازدید